کلبه ى ایرانیان IRANIAN'S HUT
گاهی دلتنگ گاهی دلشاد ، گاهی از درد گاهی از شوق ، من به هر حالی که باشم از آن خواهم گفت ...
 
 

طرف شمارش رو تو کامنت گذاشته که من فلانی ام! بیا با هم دوست بشیم! اگه من دوست دختر میخواستم که الان اینجا نبودم... 

واقعا گاهی یه چیزایی می بینم و میشنوم که بدجوری حالم گرفته میشه! اصلا نا امید میشه آدم! اینم شد زندگی آخه؟ آخه تو که میگی 22 سالته! فرض کن زنگم زدم به چه شناختی چنین اعتمادی کردی؟

چند شب پیشا یکی نصف شبی زنگ زده ...

خواب آلود میگم بله؟ هی فوت میکنه. فکر کردم پسر خاله ی گرام اس ام اس بازیش! تموم شده خوابش نمیبره باز هوس کرده بهم تک بزنه اذیت کنه! ( البته هیچوقت اذیت نمیکنه ها! ولی خیلی وقتا تک میزنه به این معنی که بیادتم! حالا میخواد 2 باشه ، 3 باشه ، 4 باشه..! ) گفتم سجاد خواب بودم بابا! باز فوت کرد ... ( مثل اون تلفن ندیده های 10 سال پیش! ) یه چشم باز و یه چشم بسته نگاه به شماره کردم دیدم آشنا نیست! گفتم :

" مرض داری نصف شبی؟ "

قطع کردم باز زنگ زد. حالا همش میذارم رو سایلنتا! اون شب از بیرون اومده بودم خوابیدم دیگه سایلنت نبود. حالا هی زنگ میزنه و صدای زنگمم بلنده منم سریع رد میدم که کسی بیدار نشه. دیدم ول کن نیست گوشی رو هی میخواستم بذارم رو سایلنت اینقدر سریع میزنگید نمیشد. بعد چند بار منم وصل کردم گرفتم خوابیدم گفتم بذار اینقدر فوت کنه شارژش تموم شه! نیشخند

ولی بعد از چند بار وصل کردن دیدم دست بردار نیست ، خطمو دایورت کردم رو 119!! دیگه راحت گرفتم خوابیدم!!

بعد از اون شب یه شب دیگه ای چند تا دختر هی زنگ میزدن میخندیدن ، هنو ساعت 11 بود گوشی و دفعه آخر دادم به آجیم یه جواب درست حسابی بهشون داد و دیگه مزاحمت رفع شد! نیشخند

 

یه زمانی دخترا همش مزاحم داشتنا! الان انگار برعکس شده! دوره آخر الزمان که میگن همینه ها! خنده



موضوع مطلب : خاطرات شخصی / دل نوشته / اسماعیل محمدنژاد / کلبه ى ایرانیان


محبوبیت این مطلب | محبوبیت کلبه ی ایرانیان


ارسال شده در : شنبه ۸ بهمن ۱۳٩٠ :: ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ :: توسط : اسماعیل محمدنژاد

از این راهرو یک نفر رد شده...
که عطرش همونه که تو میزنی ...
برای به زانو در آوردنم...
تو از مرگ حتی جلو میزنی ...
از این راهرو یک نفر رد شده ...
مثل وقتایی که تو ناراحتی...
نفس میکشم با تمام وجود...
عجب عطر خوبی زده لعنتی...
یه جوری دلم تنگ میشه برات ...
محاله بتونی تصور کنی...
گمونم نمیتونی حتی خودت...
جای خالیتو تو دلم پر کنی...
صدات میکنم تا همه بشنون...
جواب صدام غیر پژواک نیست...
من اونقدر شکستم حس میکنم...
که هیچ ارتفاعی خطرناک نیست...


موضوع مطلب : عاشقانه / شعر عاشقانه / اسماعیل محمدنژاد / نفس


محبوبیت این مطلب | محبوبیت کلبه ی ایرانیان


ارسال شده در : پنجشنبه ٦ بهمن ۱۳٩٠ :: ۳:٢٦ ‎ب.ظ :: توسط : اسماعیل محمدنژاد

سلام به دوستای نازنینم

 

دوستان گلم امروز یک خواهشی ازتون دارم. میدونم اوضاع اینترنت داغونه و اعصاب های دوستان گل من داغون تر...

ولی خواهشی که ازتون دارم اینه که حتما حتما شماره ی دوم کوچه باغ دانلود کنید و بخونید و بازم حتما حتما برام نظر بذارید و بگید نظرتون چیه.

شماره ی دوم کوچه باغ با یک ماه تاخیر بدلیل فصل امتحانات منتشر شد. اگه خوشتون اومد از این شماره ممنون میشم که توی وبلاگاتون ما رو به دوستانتون هم معرفی کنید.

ضمنا همچنان از همه ی دوستان از مبتدی تا حرفه ای که علاقمند به نوشتن در این ماهنامه هستند صمیمانه دعوت میکنیم به کوچه باغ ملحق بشن. چه دوستانی که داستان کوتاه مینویسن و یا دوستانی که فکر میکنن توانایی در زمینه های فرهنگی و هنری دارند و یا میتونن خبرهایی در این زمینه ها در اینترنت پیدا کنند و یک بخش خبری داشته باشند با ایمیلی که توی ماهنامه هست تماس بگیرن.

ماهنامه الکترونیک کوچه باغ - گروه فرهنگ و هنر - کلبه ی ایرانیان

 

عزیزانی که در این شماره کنار ما بودند :

دکتر مهدی بوترابی

بهرنگ قدرتی

مجید مصطفوی

سید علیرضا رئیسی

صبا . ح

سعید داوری

مسعود ساکی

کوروش اصلانی

مهدی موحدی امین

مهدیه خردمند

محمد طاها

ستاره - ز

گلی

 

سر دبیر : مینو بدیعی

مدیر مسئول گاهنامه ی کوچه باغ : اسماعیل محمدنژاد

 

لینک دانلود

 

 



موضوع مطلب : اسماعیل محمدنژاد / گروه فرهنگ و هنر / ماهنامه الکترونیک کوچه باغ / فنز پرشین بلاگ


محبوبیت این مطلب | محبوبیت کلبه ی ایرانیان


ارسال شده در : سه‌شنبه ٤ بهمن ۱۳٩٠ :: ٢:٢٠ ‎ق.ظ :: توسط : اسماعیل محمدنژاد

در همینجا اظهار تاسف میکنم که معاون یکی از وزرای کشوری که من توش زندگی میکنم و تاکید میکنم خاک این کشور وطن من و متعلق به من و هم میهنان منه و نه مسئولینی که چنین طرز تفکری دارن! جایی گفتند : ( تعدیل شد )

" اینترنت ایران چه از لحاظ کیفیت و چه از لحاظ سرعت هیچگونه مشکلی نداره و قطع و وصلی های اخیر هیچ ارتباطی با شرکت زیرساخت نداره و تنها بدلیل استفاده ی زیاد مردم از اینترنت در چند وقت اخیر مشکلاتی بوجود اومده ؛ و باز ادامه میده که اگه تمام پهنای باند جهان رو هم به ایرانی ها بدیم بازم از سرعت اینترنتشون می نالند. "

 

من اصولا از سیاست متنفرم و یادم نمیاد تو وبلاگم سیاسی حرف زده باشم ، از اونجایی هم که نشریات دروغ زیاد می نویسن ممکنه این حرف رو ایشون نزده باشه اما اگر هر کدوم از مسئولین چنین طرز تفکری داره و یا چنین حرفی رو جایی زده بدونه که من بعنوان یه ایرانی راضی نیستم از پولی که یک بخشیش بعنوان بیت المال کشور به من تعلق داره ( حتی به اندازه یه اپسیلون ) به این آدم برسه و تمام حقوقی که میگیره حرومه و مطمئن باشه که تو همین دنیا بدجور حساب کارها و حرفهاش رو پس میده ، اون دنیا که بماند. ایشون ( تعدیل شد ) انگار از جیب شخصیش داره هزینه میکنه.اینترنت ایران از تمام دنیا کم سرعت تر و بی کیفیت تر و گرون تر داره عرضه میشه اونوقت طلبکار هم هستن. آقای مسئول یادت نره که اگه روی صندلی ای نشستی از صدقه سری همین مردمه که چند وقت دیگه بازم واسه رای آوردن بهشون نیاز داری! ( تعدیل شد ) هر مسئولی تو هر رده ی کشور که میخوای باش. اینو یادت نره که دیگه ازین صحبتا نکنی.( تعدیل شد ). خیلی اعصابم خورد شده از این حرف.

متاسفانه هر کسی هم یک حرفی میزنه معلوم نیست کی به کیه! آقای وزیر گفتن لنگر گیر کرده!! با این حال بازم مشکل اینترنت نداریم!! حالا اون لنگره از کجا میاد همش کابل فیبر نوری مارو میزنه نمیدونم ولی اینکه اینترنت من مثل چراغ گرد سوزای قدیم پت پت میکنه و هی قطع و وصل میشه رو دارم با چشمای خودم می بینم بعد میگه اینترنت مشکل نداره. ( تعدیل شد )

باز خدا پدر یکی از نمایندگان مجلس رو بیامرزه که یادم نیست عضو کدوم کمیسیون بود ، در رابطه با امنیت ملی و .. بود انگار ؛ جایی ازش مصاحبه خوندم که گفته قطع و وصلی های اخیر بخاطر یک سری مسائل امنیتی بوجود اومده و نیاز داریم که اینترنت رو کنترل کنیم. این حرف میشه حرف حساب تو کت آدم هم میره. ولی حرفهای صد من یه غاز و اینکه بگیم همه چی آرومه و فکر کنیم که هر حرفی بزنیم و هر چی بگیم ( تعدیل شد ) مردم باور میکنن ،کاملا اشتباست!! ( تعدیل شد )

یه جایی از یکی از کارشناسان هم خوندم که تو یه پاورقی کلا همه ی اینا رو یه بازی دونسته بود و این قطع و وصلی ها رو پیش زمینه ای برای اتصال به شبکه ی ملی و خداحافظی با اینترنت جهانی و دسترسی به دنیای اطلاعات جهانی میدونست ؛ که صد البته اگه این اتفاق بیفته واقعا فاجعست.

این همه حرف زدم که بگم وقتی روی قبض تلفن خونمون می بینم باید هزینه ی اشتراک ای دی اس ال رو تمام و کمال پرداخت کنم در حالیکه این سرویس بطور کامل در اختیارم نبوده خون خونمو میخوره و میگم پول حروم نتیجه ای جز بیچارگی نداره. من راضی نیستم پول زحمت کشیده ی پدر من بره جایی که بابتش سرویسی ارائه نشده. این پولی که میگیرین حرومه ها.من گفته باشم.

آخی دلم خنک شد! 

 

پی نوشت : یک دوستی که برام عزیزه نوشته یکی از خوانندگان خاموش این وبلاگه! اینجور دوستا واقعا دوست داشتنین. من ازش ممنونم و به احترام کامنتی که برام گذاشته به رغم اینکه ازم خواسته کل مطلب رو حذف کنم ، از اونجا که من عادت ندارم حرفی رو پس بگیرم و سر حرفم می ایستم محکم ، به احترامش خیلی از قسمتهای متن بالا رو که کاملا مشخص کردم رو تغییرات اساسی دادم تا توهین آمیز نباشه دیگه. البته اینم بگم آزادی بیان به اندازه کافی در ایران وجود داره که نگران نباشم و طعنه ای بزنم به دوستی که از حرکت یکی از بازیگران قدیم! حمایت کرده بود و میگم آزادی در برهنگی نیست. همین دیگه... ولی حرفم همون حرفه ها!



موضوع مطلب : اسماعیل محمدنژاد / اجتماعی / اینترنت / کلبه ى ایرانیان


محبوبیت این مطلب | محبوبیت کلبه ی ایرانیان


ارسال شده در : دوشنبه ۳ بهمن ۱۳٩٠ :: ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ :: توسط : اسماعیل محمدنژاد

روزگار اگر چنین به من سخت میگیری ...

با خبر باش که پژمردن من آسان نیست ...

گرچه دلگیر تر از دیروزم ...

گرچه فردای غم انگیز مرا میخواند ...

لیک باور دارم...

دلخوشیها کم نیست ...

زندگی باید کرد ... 



موضوع مطلب : عاشقانه / sms - اس ام اس - پیامک / شعر عاشقانه / زندگی


محبوبیت این مطلب | محبوبیت کلبه ی ایرانیان


ارسال شده در : جمعه ۳٠ دی ۱۳٩٠ :: ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ :: توسط : اسماعیل محمدنژاد

زندگی جیره ی مختصری است  ...

مثل یک فنجان چای ...

و کنارش عشق است ...

مثل یک حبه قند ...

زندگی را با عشق نوش جان باید کرد ...!

( آنطور که شنیده ام شاعر : سهراب سپهری



موضوع مطلب : عاشقانه / شعر عاشقانه / زندگی / سهراب سپهری


محبوبیت این مطلب | محبوبیت کلبه ی ایرانیان


ارسال شده در : جمعه ۳٠ دی ۱۳٩٠ :: ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ :: توسط : اسماعیل محمدنژاد

گاهی گمان نمی کنی و می شود ...

گاهی نمی شود که نمی شود ...

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است ...

گاهی نگفته قرعه بنام تو می شود ...

گاهی بساط عشق خودش جور می شود ...

گاهی به صد مقدمه ناجور می شود ...

گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست ...

گاهی تمام شهر گدای تو می شود ... 



موضوع مطلب : عشق / sms - اس ام اس - پیامک / شعر / طنز


محبوبیت این مطلب | محبوبیت کلبه ی ایرانیان


ارسال شده در : جمعه ۳٠ دی ۱۳٩٠ :: ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ :: توسط : اسماعیل محمدنژاد

ز تمام خواستنی ها تو یکی از آن من باش

که به غیر از با تو بودن دلم آرزو ندارد... 



موضوع مطلب : عاشقانه / sms - اس ام اس - پیامک / شعر عاشقانه / آرزو


محبوبیت این مطلب | محبوبیت کلبه ی ایرانیان


ارسال شده در : جمعه ۳٠ دی ۱۳٩٠ :: ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ :: توسط : اسماعیل محمدنژاد

دیشب با یه آشنای مشترک صحبت می کردم... از تو پرسیدم گفت خوبی... خوشحال شدم... از تاریخ عروسیت پرسیدم گفت بهمن عروسی دارید... دلم گرفت...  از نامزدت پرسیدم گفت خیلی شوخ و بذله گوئه ، همه دوستش دارن ....

میدونی...

دلم برای خودم تنگ شده... دلم برای اون اسماعیل شاد و شنگول  تنگ شده ... همون که یه روزی بزرگترین اشتباه زندگیشو کرد و حالا شده این اسماعیل... غمگین ... گوشه گیر ...

" م.م " نمی گم حسادت نمی کنم... آره حسادت میکنم ... خوش بحالش که تو رو داره...

دلم برای تو هم تنگ شده و خیلی خوشحالم که شادی...

همین ... 



موضوع مطلب : عاشقانه / معجـزه / خاطرات شخصی / اسماعیل محمدنژاد


محبوبیت این مطلب | محبوبیت کلبه ی ایرانیان


ارسال شده در : سه‌شنبه ٢٧ دی ۱۳٩٠ :: ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ :: توسط : اسماعیل محمدنژاد

دیشب اتفاقی تو مسنجر دوباره لیلی سا رو دیدم و بعد از مدتها کمی گپ زدیم. اونم بعد از مدتها تو رو دربایستی و این حرفها یه سری به وبلاگم زد و مطلب برام قالب انتخاب کن رو دید!

بنده خدا یه ساعت گشت برام قالب های انتخاب کرد که هم قشنگ بودن و هم خداییش من خودم ندیده بودم!! به قول (m) لابد چون مذکرم چشمم اون قالب ها رو ندیده بود!! خلاصه اینکه بالاخره سر یه قالب خوشکل به توافق رسیدیم و همونو گذاشتم. بعد از اونجا که من هر قالبی میذارم به استاندارد بودنش اهمیت میدم امروز رفتم تو یه سایتی که سئوی وبلاگ رو چک میکنه ؛ دست بر قضا معلوم شد قالب زیبای من اصلا هیچ نوع استانداردی نداره و از 100 پارتیشن ممکن 0 شد!!

ارورهایی رو هم که نشون میداد مربوط به اسم وبلاگ ، توضیح وبلاگ ، تگهاش و .. بود و کلا  جز آدرس هیچی رو نشون نمیداد. منم ناراحت و مغموم و البته کلی بی حوصله نشستم چندتا قالب دیدم این قاب رو خوشم اومد. باز امشب برای دقایقی لیلی سا اومد آنلاین شد زد تو پرم که بابا این دخترونست افتضاست!! نیشخند 

ولی خب من خودم میدونستم اما دیگه حوصله گشتن نداشتم خوشم اومد همینو گذاشتم.  یکی برام بگرده دیگه عجب دوستای نیمه راهی هستینا...

اگه هم نگشتید هر کی بگه قالبت زشته نگفته ها!! این یه تهدید بود! نیشخند تا اطلاع ثانوی همینه که هست! خوشت نمیاد بگرد برام قالب انتخاب کن من میذارم! چشمک 



موضوع مطلب : خاطرات شخصی / کلبه ى ایرانیان / اسماعیل محمدنژاد


محبوبیت این مطلب | محبوبیت کلبه ی ایرانیان


ارسال شده در : سه‌شنبه ٢٧ دی ۱۳٩٠ :: ۱:۱٧ ‎ق.ظ :: توسط : اسماعیل محمدنژاد
درباره وبلاگ
اسماعیل محمدنژاد
اسماعیل محمدنژاد / Esma'eil Mohammad-Nejad : عزیزان دوستى که زیر نور ماه و چشمک ستارگان در خلوت دل انگیزتان کلوخ درب "کلبه ى ایرانیان" را نواختید و روشنى بخش محفل زیبا پسندان شده اید... سلام . . . رسیدن به خیر! خسته نباشید! از اینکه پذیراى مهمانانى "خوش سیرت" چون شمایم خرسندم.امیدوارم بتوانم همیشه "شمع عشقتان" را با ورود به وبلاگم روشن نگاهدارم. چه زیبا فرمود حضرت حافظ : که عشق آسان نمود اول ولى افتاد مشکلها عاشقى دل شکسته از تبار عاشقان سبز طینتم که تنها آرزویم "سعادت معشوق" است و "دعاى سلامتى و خیر" بدرقه ى راهش را از خدایم خواستارم... من اسماعیل هستم که 23 بهار زندگیم را در سایه سار دستان تواناى معبود سپرى کردم؛مى گویم 23 بهار چون خدایم پرونده ى آفرینشم را در 6/3/1367 به ثبت رسانید! و مانند خیلى از شما مهمانان عزیز،من نیز چون قایق سوارى بر روى امواج پر تلاطم زندگى،بارها دستخوش فراز و فرود این تلاطم گردیدم و به خشکى که رسیدم پایم بارها با برخورد به سنگى پیچید و به زمین خوردم؛اما همیشه نگاهدارم "حامیانى" را بر روى زمین برایم قرار داد تا در مواقع لزوم با لبخندى بسویم بیایند و مرا در آغوششان بگیرند و این حامیان کسانى نبودند جز پدر و مادر ، برادرانم و تنها خواهرم... و امروز با عشق و حمایت این عزیزان بر پایم استوارم و به آینده اى شیرین چشم انتظار... با امید به اینکه همه ى شما "مهمانان کلبه ى ایرانیان" همیشه در سایه سار نگاهدارى چون "خداى بى همتا" و "فرشتگان زمینى" چون "پدر و مادر" و "خواهر و برادر" باشید و "عشقتان همیشه پا بر جا و مداوم باشد." آرزومندم از "مهمان" میزبانى چون من بودن،راضى و مسرور گردید. " یا حق . . . "

موضوعات
پيوندها
RSS Feed
Google PageRank Checker



 
 
 
width=