کلبه ى ایرانیان

KING 37 Home 1

امروز نیم ساعت زودتر از همیشه راه افتادم که اون 5 دقیقه ده دقیقه ای که همش دیر میرسم جبران بشه و سر امتحان دیر نرسم...

ولی نشون به همون نشون که امروز ماه و فلک و... همه دست به دست هم دادن امروز بدون کوچکترین معطلی از ایستگاه اتوبوس بگیر تا خود دانشگاه ، که یک ساعت زودتر رسیدم!!! تا رفتم تو ایستگاه اتوبوس ، همون لحظه اتوبوس رسید ! رفتم مترو خلوت بود راحت با اولین قطار اومدم!! تو حقانی پیاده شدم سوار اتوبوسی شدم که همیشه 20 دقیقه نیم ساعت طول می کشید تا راه بیفته و سر آخر هم با دادو بیداد مردم رانندش میومد! تا نشستم راه افتاد!!

از اونور جالب ت سرویس دانشگاه اصلا بصورت تعجب بر انگیزی اونجا معطل من بود یعنی!!

خلاصه رفتیم با بچه ها که مث من زود اومده بودن زنبیل گذاشته بودن حرفیدیم. تو همون لحظات یهو غرش عجیبی ساختمون دانشگاه و اطراف رو لرزوند که ما که تو حیاط بودیم لرزش شیشه ها رو میدیدیم!!

بچه ها داد میزدن " بهمـــــــــــــــــن " !! منم از خنده روده بر شده بودم!! ولی خودمونیم دخترایی که نزدیکمون بودن خیلی با آرامش نشستن هیشکی جیغ نزد!! فقط چون طولانی بود اون صدا و لرزش هر چند لحظه یه بار یه صدایی میومد از " هین " گفتنشون!!

اما امتحان....

اصلا اونجور که دلم میخواست نشد. از بس سوالا آسون بود خودم تعجب کردم! همه رو هم بلد بودم ولی نمی دونم چه مرگم شده بود هر چی تو چک نویس حل میکردم جواب آخرم تو گزینه ها نبود. اصلا یه جوری شدم دیگه. بعضیا میگفتن سخت بود من تعجب میکردم. ولی خب شاید اونام به درد من دچار شده بودن !! بعد دیگه دیدم کل تستی 2 نمره تشریحی هم که دو تا سوال بود یکیشو نصفه نوشتم اون یکی رو هم ننوشتم ، کلا گفتم بی خیال شش نمره کلاسی ، زدم لطفا تصحیح نشود که نمره آخرم بره تو سیستم با 10/7 ضرب بشه بهتره.ولی حالم گرفته شد چون اینقدر خونده بودم توقع 6 نمره کامل داشتم.هرجور حساب کردم دیدم 3 - 3.5 بیشتر نمیشم. تازه نمره منفیم گذاشته بود واسه تستیا بی انصاف!

دیگه همین دیگه! حال نداد امروز امتحان! بجا درس خوندنه باید بیشتر تمرین حل کنم گیج میجی نزنم! آخه آدم زورش میاد بلد باشه و ننویسه!

هایـــلایـــــت هــــا : دانشگاه - امتحان - فیزیک - خاطرات شخصی
یکشنبه ٢٢ آبان ۱۳٩٠ساعت ٢:٢۳ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

امروز از صبح یه سره دارم تمرین حل میکنما! یعنی واسه کنکور اینقدر وقت نذاشتم.ولی بازم نگرانم! آخه هنوز با نحوه ی طراحی سوالا چندان آشنایی ندارم. از طرفی هم دلم میخواد اولین امتحانرو خوب بگذرونم...

خسته ام...

ولی وبلاگمو می بینم حالم خوب میشه!! باز فردا شب تا از دانشگاه رسیدم بشینم ریاضی رو بخونم که عقب افتادم... ولی خب تازه اولشه...هنوز زوده برای خسته شدن! 

هایـــلایـــــت هــــا : خاطرات شخصی - امتحان - فیزیک - ریاضی
جمعه ٢٠ آبان ۱۳٩٠ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

بنویس بر یاس کبود-----بنویس بر باور دور

بنویس از من بنویس-----بنویس عاشق یکی بود

بنویس...بنویس...بنویس...

 

آه...قصه بگو -----از این عاشق دور

تو از این تنهای صبور ----- بی تو شکست چو جام بلور

بنویس بر یاس سپید ----- بنویس از عشق و امید

بنویس دیوانه ی تو ----- به خود از عشق تو رسید

بنویس...بنویس...بنویس... 

ادامه ی مطلب

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - شعر عاشقانه - عکس عاشقانه - یاس
جمعه ٢٠ آبان ۱۳٩٠ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

سخت آشفته و غمگین بودم…
به خودم می گفتم:
بچه ها تنبل و بد اخلاقند
دست کم میگیرند
درس ومشق خود را…
باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم
و نخندم اصلا
تا بترسند از من
و حسابی ببرند…
خط کشی آوردم،
درهوا چرخاندم...
چشم ها در پی چوب ، هرطرف می غلطید
مشق ها را بگذارید جلو، زود، معطل نکنید !
اولی کامل بود،
خوب، دومی بدخط بود
بر سرش داد زدم...
سومی می لرزید...
خوب، گیر آوردم !!!
صید در دام افتاد
و به چنگ آمد زود...
دفتر مشق حسن گم شده بود
این طرف،
آنطرف، نیمکتش را می گشت
تو کجایی بچه؟؟؟
بله آقا، اینجا
همچنان می لرزید...
”پاک تنبل شده ای بچه بد ”
" به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند"
”ما نوشتیم آقا ”
بازکن دستت را...
خط کشم بالا رفت...

کلبه ی ایرانیان 

ادامه ی مطلب در جایی برای تنفس

هایـــلایـــــت هــــا : دل نوشته - شعر - معلم - اجتماعی
دوشنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٠ساعت ۱:٠٦ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

یادم نمیره زمانی رو که کلبه رو ساختم... تاریخ و ساعت این پست رو عمداً تغییر دادم و گذاشتم رو همون ساعت اولین پست وبلاگم...

دو سال پیش کلبه این شکلی بود!

کلبه ی ایرانیان

و چقدر کامنت داشتم که این قالب تکراریه و قالبت رو عوض کن! منم بلد نبودم اون موقع! حتی یادمه روز اول یه کامنت داشتم که گفته اگه خواستی تو این لینک باکس ثبت نام کن! البته اسپم نبودا.یکی از دوستام بود.  من کلی تو نت چرخیدم تا فهمیدم لینک چیه! تبادل لینک چیه! لینک باکس چیه و ازین حرفا!!!

یادش بخیر...

روز اول کلبه رو با نسخه ی قدیمی و موبایلی پرشین بلاگ ساخته بودم. کمبود امکانات بود دیگه!

قرار هم نبود اینجوری بشه...

کلبه ی ایرانیان رو با یه شکل و شمایل دیگه ای می خواستم ادامه بدم ولی اتفاقات زندگی همیشه اون چیزی نیست که آدم میخواد... گاهی اون چیزیه که فقط خدا میدونه برات بهتره...

از زمانی که م.م ازدواج کرده مدت زیادی میگذره...

فکر نمیکردم ادامه بدم...

 حتی چند تا پست خداحافظیم تو این وبلاگ دارم!! نیشخند

حالا اینکه چرا می نویسم بر میگرده به اینکه وبلاگ نویسی دیگه برام شده یه عادت... و از اون مهمتر تک تک دوستای وبلاگیم برام مثل برادر و خواهرن...

تو دوره های مختلف خواهر برادرهای مختلف داشتم...

مریم که اصلا از ذهنم نمیره... هنوزم گاهی بهش سر میزنم ولی دیگه آپ نمیکنه...

صنما هم یکی دیگه از اون دوست داشتنی ها بود که دیگه خبری ازش نشد... ف.ی.س.ب.و.ک.ی که شد دیگه خیلی کم وبلاگشو آپ کرد...

و امروز یکی از بهترین دوستام لیلی ساست ؛ بی نام بانو و ستاره رو هم دوست دارم. اسم ستاره اومد... مشکلی داره... نمیدونم چی ولی هرچی که هست... ایشالله که حل بشه...

خب دیگه شمع های امسالو دوست دارم با همدیگه فوت کنیم...

همگی یه نفس عمیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــق...

1 ........................ 2 .......................... 3

تولد دو سالگی کلبه ی ایرانیان

جان؟ شمام کیک میخوای؟ شرمنده این فقط عکسه!! کیکی در کار نیست!! اینجا همه چی مجازیه!! نیشخند 

هایـــلایـــــت هــــا : کلبه ى ایرانیان - تولد - دوست - دو سالگی
شنبه ۱٤ آبان ۱۳٩٠ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

کلبه ی ایرانیان - عکسهای عاشقانه

 

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟ . .

 غافلگیر شدیم, چتر نداشتیم, خندیدیم, دویدیم, و به شالاپ شلوپ های گل آلود ، عشق ورزیدیم...

دومین روز بارانی چطور؟ پیش بینی اش را کرده بودی, چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم ... سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود...

و سومین روز چطور؟ گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد ...

 و...

و...

و...

و چند روز پیش را چطور؟ به خاطر داری؟ که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم . . .

فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو . . .

دکتر علی شریعتی 

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - عکس عاشقانه - استاد دکتر علی شریعتی
جمعه ۱۳ آبان ۱۳٩٠ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

از عشق تو گفتیم و نمک گیر شدیم

تا ساحل چشمان تو تکثیر شدیم

گفتند غروب جمعه خواهی آمد...

آنقدر نیامدی که ما پیر شدیم... 

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - شعر عاشقانه - یا مهدی صاحب الزمان
جمعه ۱۳ آبان ۱۳٩٠ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

در آستانه ی ورود به سه سالگی " کلبه ی ایرانیان " ، من و کلبه با هم رکورد زدیم !

در طول این دو سالی که گذشت بیشترین آمار بازدید از کلبه ى ایرانیان رو امروز داشت که با 354 بازدید تا این لحظه رکورد قبلی خودش رو 120 کلیک افزایش داده!! نیشخند

این رو به خودم و کلبه تبریک میگم!! چشمک

مرسی که بهم سر زدید دوستای گلم قلب

هایـــلایـــــت هــــا : کلبه ى ایرانیان - تولد - آمار بازدید - عاشقانه
چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩٠ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

کلبه ی ایرانیان - عکسهای عاشقانه

 

در راه عشق اگر سر بر جای پا نهادیم

بر ما مگیر خرده ، ما را ز دست مگذار

در کار ما نیاید جز عاشقی و مستی

در کار ما بهایی کرد استخاره صد بار

شیخ بهایی 

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - شیخ بهایی - شعر عاشقانه - عکس عاشقانه
چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩٠ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

می نشینم سر راهت

که نگاهت به چشمان من افتد

تا ببینی چرا هر دم

سرشک غم...

به دامان من افتد...

فریدون مشیری

 

کلبه ی ایرانیان - عکسهای عاشقانه 

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - شعر عاشقانه - عکس عاشقانه
چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩٠ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()
Daisypath Happy Birthday tickers