کلبه ى ایرانیان

KING 37 Home 1

اشاره :

 

بیشتر کاربران ایرانی و خارجی NIMBUZZ - نرم افزاری برای چت در موبایل به وسیله GPRS - با وب سایت langroud20.jbg.ir آشنایی دارند و حداقل یک بار به این وب سایت سر زده اند!

این وبگاه ترفندهای مختلفی را به کاربران NIMBUZZ ارائه می دهد و گپ زدن در این محیط را برای آنها لذت بخش تر می کند!!! که از جمله ی آنها می توان به ترفند های رنگی کردن ID و نرم افزارهای مختلف مرتبط با NIMBUZZ که برای دانلود آسان به اشتراک گذاشته شده اند را نام برد.

این پایگاه اینترنتی روزانه حدود 1100 تا 1200 نفر بازدید کننده دارد که آمار قابل توجهی به شمار می آید.

اما چند وقتی است که این وب سایت با مشکلاتی دست و پنجه نرم می کند که باعث شده مدیریت آن تصمیم به واگذاری حقوق مادی و معنوی آن به شخص دیگری نماید. این موضوع بهانه ای شد تا گفتگویی دوستانه با " صادق " مدیر این پایگاه -شاید هم بهتر است بگویم مدیر سابق!!!- انجام دهم که در ادامه میتوانید این گفتگوی جالب را به همراه عکس هایی از این گزارش مشاهده نمایید.

(لقب آقای نیم بوز فقط بدلیل اینکه صادق هم یکی از کسانی استکه هم جزو قدیمی های نیم بوز است و از حدود یک سال و نیم پیش با نیم بوز چت می کرده و البته صاحب یک وب سایت بزرگ مرتبط با این مسنجر هم بوده داده شده است و فقط یک لقب دوستانه از طرف کلبه می باشد! صد البته که قدیمی تر از صادق هم بوده اند که با نیم بوز چت می کرده اند!!!) 

ادامه ی مطلب

هایـــلایـــــت هــــا : langroud-jbg-ir - nimbuzz+نیم بوز - mobile - موبایل - messenger - مسنجر
شنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸۸ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

صد مبارک به تو آن عید که فردا باشد

نوروز نوید وصل دلها باشد

امید که با فضل خداوند جلی

سال فرج مهدی زهرا باشد

هایـــلایـــــت هــــا :
جمعه ٢۸ اسفند ۱۳۸۸ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

ویکتور هوگو از نویسنده هاى شهیر و نام آشنا ، در ٢٢ مه ١٨٨۵ در پاریس در گذشت. آرامگاه وى در پانتئون در نزدیکى پارک لوگزامبورگ است. "خواندنى ترین آرزوهاى تاریخ" نام دل نوشته هاى ویکتور هوگو است که تنها پس از درگذشت وى در منزلش پیدا شد و بدلیل شیوایى و رسایى کلامش منتشر شد. در واقع هوگو هیچ گاه قصد چاپ و انتشار دست نوشته هایش را نداشت. پیشنهاد مىکنم در ادامه ى مطلب حتما قسمتهایى دل انگیز از این کتاب را بخوانید!

ادامه ی مطلب

هایـــلایـــــت هــــا : خواندنى ترین آرزوهاى تاریخ - ویکتور هوگو - ادبیات
جمعه ۱٤ اسفند ۱۳۸۸ساعت ٤:٢۳ ‎ق.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

قبل از اینکه برم سربازى حدود یک سال شاگرد سلفژ و گیتار رضا روح پور (خواننده ى آلبومهاى ردپا و مرد زخمى) بودم. آلبوم مرد زخمى که یه کار متفاوت بود هیچ وقت از وزارت ارشاد مجوز پخش نگرفت ؛ اما جالبه که دلیلش رو بدونید! رضا روح پور یک استودیوى خانگى داشت - مثل اکثر هنرمندان - که شرط شرکت تو کلاس هاى سلفژ،ظرفیت و صداى خوب متقاضى بود. به هر حال من هم چون از بچگى به موسیقى علاقه داشتم ، خیلى اتفاقى شرکت کردم و بعد از چند ماه با من تماس گرفتند و گفتند قبول شدم.

ادامه ی مطلب

هایـــلایـــــت هــــا : رضا روح پور - مرد زخمى - موسیقی - ردپا
پنجشنبه ٦ اسفند ۱۳۸۸ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()
نامه هایم را ربودند،نامم را... شعر بى من تر از من را... من اینجا دلم تنگ است... من اینجا حرفها دارم با "تو" ولى... مى خواهم "تا آخرین نایم" را از "تو" بنویسم... اگر چه مى ربایندشان این موشهاى "گربه ندیده!" بگذار بربایند شعرم را... باز هم "مى ریسم" از نو... با بند بند وجودم... با تک تک سلولهاى خونینم... مى نویسم از "من" و از "ما" و از "تو"... بارى اگرچه مى ربایند "قلمم" را... قلمى خواهم ساخت از "شعر بى قلم" نوشته ام را...
هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - شعر
پنجشنبه ٦ اسفند ۱۳۸۸ساعت ٢:٥٠ ‎ق.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

میدونى قصه ى خیلى از ما آدما مثل چى مى مونه؟

 مثل "پینوکیو" که همیشه "گربه نره" و "روباه مکار" گولش مى زدند!

 بالاخره یه روز از روى "سادگیش" دروغگو شد و مى خواست با دروغاش دروغ قبلى رو بپوشونه!

 اما نمى شد!

 چون هر بار دروغ مى گفت،دماغش دراز مى شد!!! و همه مى فهمیدن دروغ میگه!

 تا یه روز "فرشته ى مهربون" اومد و بهش یاد داد که دیگه دروغ نگه و در عوضش قول داد پینوکیو رو به شکل آدم در بیاره! من هم تو این دنیاى بى رحم دنبال یه "فرشته ى مهربونم!!"

 شاید اون فرشته "تو" باشى...!!! همه ى ما براى مقابله با "شیطان" یه "فرشته ى مهربون" مى خوایم... پس به دنبالش بگردیم...

هایـــلایـــــت هــــا : پینوکیو - روباه مکار
پنجشنبه ٦ اسفند ۱۳۸۸ساعت ٢:٤٧ ‎ق.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()
چنین است رسم سراى کهن / گاهى طبل شادى،گاهى کوس غم / چنین است رسم سراى سپنج / گاهى ناز و نوش و گاهى درد و رنج / چنین است رسم سراى فریب / گاهى در فراز و گاهى در نشیب / به بازیگرى ماند این چرخ مست / به بازیگرى نماید به ٧٠ دست
هایـــلایـــــت هــــا : شعر
پنجشنبه ٦ اسفند ۱۳۸۸ساعت ٢:٤۳ ‎ق.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()
ناگاه صداى خیس رعدى پیچید... باران که بیاید همه عاشق هستند...
هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه
پنجشنبه ٦ اسفند ۱۳۸۸ساعت ۱:۳٠ ‎ق.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

من خودم دیدم ستاره

نور نداره بی فروغه

تو اصلا دوستم نداشتی

هر چی که گفتی دروغه!

هنوزم عاشقتم من

جون چشمات،جون دریا

ولیکن یادت بمونه

خوب منو گذاشتی تنها...

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - شعر
چهارشنبه ٥ اسفند ۱۳۸۸ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

من از آن ابتدای آشنایی

شدم جادوی چشمهایت

تو رفتی و گذشتی مثل باران

و من دستی تکان دادم برایت

تو یادت نیست آنجا اولش بود

همان جا که با هم دست دادیم

همان لحظه سپردم هستیم را

به شهر بی قرار چشمهایت

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - شعر
چهارشنبه ٥ اسفند ۱۳۸۸ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()
Daisypath Happy Birthday tickers