کلبه ى ایرانیان

KING 37 Home 1

زندگی چیست..؟

خون دل خوردن...

زیـــــــــر دیــــــوار...

آرزو مــــردن...

 

یه حسی بهم میگه دیگه نباید اینجا بمونم...

باید رفت...

دوستای من دارم میرم...

ببخشین که بی خبر اما...

اما باید رفت...

اینجا جای موندن نیست...

می خوام از اینجا دور باشم...

نه از شما...

اما یه چیزایی اینجا آزارم میده...

شاید روزی که تونستم به خودم بیام و این مشکلات رو هضم کنم دوباره برگشتم...

شاید...

یه روزی کلبه رو ساختم که از " م.م " بنویسم...

به این امید که شاید روزی برگشت...

شاید نوشته هامو خوند و برگشت...

اما نشد...

اون رفت و من تنها شدم...

دیگه اینجا موندن برام معنی نداره...

درسته گاهی سنگ صبورمه اما...

اما بعضی پستهام و خصوصاً خاطره هام مثل آینه ی دق شدن برام...

شاید یه روزی...

 یه وقتی...

یه جای دیگه همدیگرو دیدیم...

شایدم همین جا برگشتم و از روزای دوری گفتم...

نمیدونم اصلا اینجا کسی هست که دلش برام تنگ بشه یا نه...؟

بعد از " م.م " همه ی سعیمو کردم که کلبه از ماتم بیرون بیاد اما نشد...

آخه نوشته هام رو من نمی نویسم...

دلم میگه...

دلم هم حرفی جز غم نداره...

.

.

.

خداحافظی همیشه سخت بوده...

نمی گم خداحافظ...

دلم میخواد یه روزی برگردم...

یه روز خیلی دور...

به شرطی که پرشین بلاگ کلبه رو مخروب نکنه...

6 ماه دیگه...

1 سال دیگه...

.

.

.

سال نو نزدیکه...

من امسال عید ندارم...

اما امیدوارم سال خوبی داشته باشین و همیشه شاد باشین...

دوستتون دارم...

نمی گم خدانگهدار...

 

--------------------------------------------------

امضا : E S

هایـــلایـــــت هــــا : کلبه ى ایرانیان - اسماعیل محمدنژاد - خداحافظی
دوشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

گاهی وقتا که دلم میگیره سنگ صبور جز این کلبه ندارم...

امروز از اون روزاست که یهو دلم گرفت...

گاهی یهو به سرم میزنه کلبه رو واسه همیشه بذارم کنار...

دلم خیلی گرفته...

از اون روزاست که نم نمک بارون میزنه...

آهنگ میذارم و میرم تو خیـــــــــــــــــــــــال....

شاید تو میتونستی اینجا باشی...

شاید اگه تو بودی ازین اتفاقا نمی افتاد...

شاید با تو این گریه ها خنده میشد...

نمی دونی چقدر سخته تصور اینکه تو الان پیششی...

اما من هرگز پشت سرت حرف نزدم...

هرگز نفرینی نکردم...

آهی نکشیدم...

همیشه آرزوم خوشبختی تو بوده...

اینو همیشه و همه جا گفتم...

گاهی بعضی که دوستم داشتن و میخواستن دلداریم بدن میگفتن "خلایق هر چه لایق..."

اما واقعا کی لایقه و کی نیست..؟

من لیاقت یه عشق پاک رو داشتم...

اینو مطمئنم...

هرگز تو صورت دختری نگاه نکردم که یه وقت خیانتی به تو نباشه...

تنها کسی که سالها دل منو برد تو بودی...

آخه بی وفا این بود قول و قرارمون...؟

آسمون امشب من بدجوری بارونی...

آره انگار داره بارون میاد...

اما تو به این بارون خیره میشی و میخندی...

تو عاشق بارونی...

دوست داری زیر بارونا بدویی...

من برات می بارم عشقم...

زیر این بارون بدو...

یه وقت لیز نخوری...

نمی خوام زخمی ببینمت عزیزم...

.

.

.

امسال عید برام رنگ و بویی نداره...

هر سال این موقع ها خدا خدا می کردم که تو رو ببینم...

تو نمی دونی چه شبایی بی تو صبح شد...

چه شبها که با اشک من و لبخند تو بارونی شد...

این روزا بی تو صفایی نداره...

شاید قسمت این بود...

 صلاح ما این بود..؟

شاید بود..!

تو که خوشبخت میشی...

مطمئنم عشقم...

آخه شبا اگه واسه خوشبختیت دعا نکنم خواب نمیاد به چشمام...

یعنی این همه دعاهای منو خدا نمیشنوه..؟

چرا...

فکر میکنم بشنوه...

من برات می بارم که تو شاد باشی زیر بارون...

من برات دعا می کنم که خوشبخت باشی گلکم...

اما تو رو به خدا...

ازت یه خواهش دارم...

فقط یه خواهش...

نمی خوام قولتو عملی کنی...

هربار به روزی که تو و مهدی  میاین و کارت عروسیتونو میدین دستمم دیوونه میشم...

تو رو خدا نه...

نیار...

نمی خوام...

من خودم میام...

میام از دور برای بار آخر می بینمتو میرم...

تو کارت عروسی برام نیار...

نیا و شکستنمو نبین...

آخه منم غرور دارم...

من که از همه چی گذشتم...

تو از این آخری بگذر...

.

.

.

.

کلبه..؟

کلبه من..؟

تو که شاهد بودی چه روزایی رو با هم و بی اون گذروندیم...

تو برام دعا کن کلبه...

دعا کن که بی اون کم نیارم...

.

.

.

قلبم درد میکنه...

دیگه حسی برای نوشتن نیست...

شاید وقتی دیـــــــــــــــگر...

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - معجـزه - خاطرات شخصی - دل نوشته
یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

زندگی درک همین امروز است...

فهم نفهمیدنهاست...

 ظرف امروز پر از بودن توست...

شاید این خنده که امروز دریغش کردیم...

آخرین فرصت همرای ماست...

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - دل نوشته - زندگی - sms - اس ام اس - پیامک
یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

زندگی شراب تلخیست که همه محکوم به نوشیدن آن هستیم...

پس می نوشیم به یاد کسانی که دوستشان داریم...

هایـــلایـــــت هــــا : زندگی - دل نوشته - عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک
یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

آنگاه که تنهایی تو را آزار می دهد به یاد داشته باش که خداوند بهترینهای دنیا را تنها آفریده است...

هایـــلایـــــت هــــا : دل نوشته - تنهایی - sms - اس ام اس - پیامک
یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

 آلبرت اینیشتین زمانی گفت:

عشق مثل ساعت شنی میمونه ؛ هم زمان با اینکه قلب رو پر میکنه مغزت رو خالی میکنه!

البته برای کسانی گفته بود که از اولش مغزشون پر بوده! بعضی ها راحت باشن! نیشخند

 

 

نت هفتم با آخرین اخبار موسیقی بروز است. کلیک نمایید

هایـــلایـــــت هــــا : آلبرت اینیشتین - albert einstein - sms - اس ام اس - پیامک
جمعه ٢٠ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

در کتاب خواندم سیگار بد است و دیگر سیگار نکشیدم...!

در کتاب خواندم دروغ بد است و دیگر دروغ نگفتم...!

در کتاب خواندم عشق بد است و دیگر کتاب نخواندم...!

 

نت نوشت: نت هفتم با آخرین اخبار موسیقی بروز شد! خبرهای آخری بسیار جالب است و به خواندنش می ارزد!

کلیک نمایید!

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - کتاب - sms - اس ام اس - پیامک
جمعه ٢٠ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

 

 

آدمک آخر دنیاست بخند...

آدمک مرگ همین جاست بخند...

دست خطی که تو را عاشق کرد...

شوخی کاغذی ماست بخند...

آدمک خل نشوی گریه کنی..؟!

کل دنیا سرابست بخند...

آن خدایی که تو را عاشق کرد...

به خدا مثل تو تنهاست بخند...

 

پی نوشت : قدیمی بود اما این عکس منو بیاد این شعر انداخت...

با حال و هوای امشبم هم می خورد...

برای همین گذاشتم...

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - شعر عاشقانه - معجـزه - عکس عاشقانه
پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

صدای هیزم هیزم شکن پیر احساسم ، سکوت تنهاییم را شکست...

قار قار کلاغ ها بر بلندای آن سپیدار بلند...

صدای خواهش نوک دارکوب بر تنه ی پیر آن چنار بزرگ...

پرواز پرنده های مهاجر در آسمان ابری سرشکم...

همه نشان از حیات می داد...

 

به خود گفتم:

آه...

کجای این دنیای کوچکم میتوانم آن چیزی که سالها در پی اش بودم را ببینم؟!

چه سخت است آدمی چیزی را داشته باشد ولی در عین حال هیچ نداردش...

 

( این متن را جایی خواندم... به دلم نشست...)

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - دل نوشته - معجـزه
پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

love story / iranians cottage

love is like missed call!
it stop when you try to catch it!
but friendship is like sms!
because it's kept your inbox untill you delete it..!

 .

هایـــلایـــــت هــــا : love - friendship - sms - اس ام اس - پیامک
پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۳:۱٤ ‎ق.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

وقتی اومد با یه دسته گل اومد...

اومده بود به دیدنم با یه نگاه مهربون...!

گریه کرد و گفت:

دلش برام تنگ شده...

ادامه ی مطلب

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - دل نوشته - عشق - عکس عاشقانه
پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٢:٢۸ ‎ق.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

تو به اندازه ی تنهایی من زیبایی و من به اندازه ی زیبایی تو تنهایم...

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - دل نوشته - sms - اس ام اس - پیامک
پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٢:٠٥ ‎ق.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

عاشقانه هایم در کلبه ی ایرانیان

ای که از تازگی زخم دلم با خبری

یعنی از قصه ی دلتنگی من با خبری

مثل مهتاب که از خاطر شب می گذرد

هر شب آهسته از آفاق دلم می گذری

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - شعر عاشقانه - عکس عاشقانه - دل نوشته
چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

نمی دونم چه جوری می تونم فراموشت کنم...

دیگه این گریه ها...

 یاد تو...

داره امونمو میبره...

 

عاشقی یعنی اسیر دل شدن

باهزاران دردو غم یکی شدن

عاشقی یعنی طلوع زندگی

با صداقت همنشین گل شدن

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - معجـزه - دل نوشته - مجتبوی
چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()



READ IMMEDIATELY



فوری - خیلی مهم ( لطفا اطلاع رسانی کنید)  بسیار فوری

Anyone-using Internet mail such as Yahoo, Hotmail, AOL and so on. This
Information arrived this morning, Direct from both Microsoft and Norton
Please send it to everybody you know who has Access to the Internet. You may
Receive an apparently harmless e-mail titled “Here you have it”  If you open
The file, a message will appear on your screen saying: 'It is too late now,
Your life is no longer beautiful....'
قابل توجه کلیه کسانی که با اینترنت سروکار دارند، مثل یاهو،هات میل و آ او ال.
این اطلاعات eصبح امروز مستقیماً از طرف میکروسافت و نورتون بدست من رسیده است.
این اطلاعات را به هرکس که با اینترنت سروکار دارد برسانید. ممکن است نامه ای
معمولی و به ظاهر بیخطر با موضوع
Here you have it
به شما برسد. اگر آن نامه را باز کنید یک پیام روی صفحه مانیتور ظاهر می شود که
نوشته "حالا دیگر دیر ست.
زندگی شما دیگر زیبا نیست. البته این متن به انگلیسی و به این صورت ظاهر می شود
It istoo late now. Your life is no longer beaytiful...


Subsequently you will LOSE EVERYTHING IN YOUR PC, And the person who sent it
To you will gain access to your Name, e-mail and password. This is a new
Virus which started to circulate on Saturday afternoon. AOL has already
Confirmed the sev erity, and the anti virus software's are not capable of
Destroying it.
پس از آن تمامی اطلاعات و هرآنچه در کامپیوتر دارید از بین می رود و فرستنده
ایمیل به نام، ایمیل و رمز عبو شما دست پیدا می کند. این یک ویرس جدید  است که
از عصر روز شنبه در شبکه اینترنت در حال چرخش است. آ او ال وجود این ویروس را
تائید کرده و ویروس یاب های موجود قادر به دفع این ویروس نیستند.

The virus has been created by a hacker who calls himself 'life owner'.
این ویروس توسط یک هکر که خود ا مالک زندگی می نامد ساخته شده است.

  PLEASE SEND A COPY OF THIS E-MAIL TO ALL YOUR FRIENDS, And ask them to
PASS IT ON IMMEDIATELY!
لطفاً این ایمیل را برای کلیه دوستان  آشنایان بفرستید و از آنها نیز بخواهید
که آن را برای دوستان خود ارسال کنند

                               THIS HAS BEEN CONFIRMED BY SNOPES.
اسنوپس نیز این گزارش را تائید کرده است. لینک زیر متعلق به اسنوپس  می باشد.

http://www.snopes.com/computer/virus/hereyouhave.asp

 

 

 

هایـــلایـــــت هــــا : ویروس - ایمیل - mail - viruss
سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

 

 

 

بی تو نشستم در خیابان زیر باران

گویی که مجنون در بیابان زیر باران

افتاده نان خشکی از منقار زاغی

گنجشک خیسی میخورد نان زیر باران

هرکس به قدر روزی خود سهم دارد

سهم من از تو :چشم گریان زیر باران

با طعنه عابرها سراغت را گرفتند

آخر چه میگفتم به آنان زیر باران؟

باور کن از تو دست شستن کار من نیست

عشق تو می گردد دو چندان زیر باران

وقتی دعا در زیر باران مستجاب است

دیگر چه کاری بهتر از آن زیر باران

پروردگارا در غیاب حضرت عشق

رعدی بزن ما را بسوزان زیر باران...

 

این شعر زیبا رو اینجا خوندم! 

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - عکس عاشقانه - باران - شعر عاشقانه
سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

زن عشق می کارد و کینه درو می کند ، دیه اش نصف دیه ی توست...

می تواند یک همسر انتخاب کند و تو مختار به داشتن 4 همسر هستی...

ادامه ی مطلب

هایـــلایـــــت هــــا : استاد دکتر علی شریعتی - مقام زن - مقام مادر - کلبه ى ایرانیان
دوشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

 

خدایا...

عزیزی که این مکتوب را می خواند بر بال آرزوهایش پرواز کند...

او را در همه ی لحظات دریاب...

مبادا خسته شود...

بیمار شود...

و یا غم بیند...

دلش را سرشار از شادی کن...

و آنچه  را به بهترین بندگانت عطا می کنی به او عطا کن...

 

برای نگار عزیزم... ( مدیر محترم فنز پرشین بلاگ )

 

کلبه ی ایرانیان 

 

 

هایـــلایـــــت هــــا : اسماعیل محمدنژاد - کلبه ى ایرانیان
دوشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

روستای ایستا واقع در شهرستان طالقان شاید مرموزترین روستای ایران باشد، روستایی در خاک البرز که مردمانش در زمان توقف کرده اند. 
به گزارش خبرنگار مهر در کرج‏، سکوت حکمفرماست و کسی کاری به کار کسی ندارد. در کوچه ها اثری از رد پای تکه آهنهایی که در شهر "خودرو" نامیده می شود نیست. مردمانی که چون تابلوی نقاشی زندگی و آداب و رسوم گذشته را در عصر ارتباطات یدک می کشند...

ادامه ی مطلب

هایـــلایـــــت هــــا : برمودا - ایستا - مرموز - طالقان
یکشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

درون دل که پیدا نیست...

پر از زندان و زندانیست...

تو را محکوم دل کردم...

نمی دانم دلیلش چیست؟

سبب شاید همین باشد...

بدون تو نباید زیست...

 

عاشقانه هایم در کلبه ی ایرانیان

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - شعر عاشقانه - عکس عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک
شنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

دوستای عزیز...

امشب همین جوری یک چرخی تو کلبه زدم و رفتم صفحه به صفحه تا اولین پست...!

گاهی مطالبی نوشته بودم که خودم هم یادم نمیومد و وقتی خوندم به نظرم رسید که بعضی پستها رو که به نظر خودم قشنگ بودن اونجور که دوست داشتم خونده نشدن!

شاید برای خیلی از شما ها هم که به تازگی با هم آشنا شدیم جالب باشه که بدونید قبلتر از شما کلبه چه شکل و شمایلی داشت و چی توش میشد پیدا کرد!

قضاوت اینکه بهتر شده یا بدتر با شماست!

از همین اول لینک اون پستهایی رو که دوست داشتم رو میذارم تا اگه دوست داشتین هر وقت حوصلتون کشید بخونیدشون...

 

- کلبه ى ایرانیان - طلوع من

- شب پاییزیتان بخیر . . .

- منو دعا کن . . .

- همیشه با تو . . .

- در کوچه هاى خاطرات ( فصل اول _ آشنایى )

- پس کوچه های سکوت ...

- امشب شب مهتابه...

- خواندنى ترین آرزوهاى تاریخ...

- یقین دارم که میدانی...

هایـــلایـــــت هــــا : کلبه ى ایرانیان - دل نوشته - خاطرات شخصی - اسماعیل محمدنژاد
پنجشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

امروز به وبلاگ دوست عزیزم سایه سپید رفتم و یکی از پستهاش رو خوندم...

خیلی دلم گرفت...

خیلی هم منو به فکر برد...

شاید بهتر باشه خودتون اون پست رو بخونید تا حس اون پست رو بگیرید...

سایه برای دوستی نوشته بود که در عرض یک ماه هم پدر و هم مادرش رو از دست داده...

اشکم سرازیر میشه و نمیشه جلوش رو گرفت...

 

ما چقدر قدر این آسمونیها رو  میدونیم؟

واقعا اینکه ما خیلی پدر و مادرهامونو دوست داریم کافیه؟

کاش هیچ وقت این آسمونی ها به آسمون پر نمی کشیدند...

اما حالا که نمیشه جلوش رو گرفت و تقدیر خداست کاش...

کاش هیچ وقت حسرت کاری رو که از دستمون بر میومد و نکردیم رو تو زمانی که نمیشه کاری کرد نخوریم...

آسمونیها رو بیشتر دوست داشته باشیم و بیشتر قرشونو بدونیم که قدردانی از دوست داشتن خالی مهمتره...

 

کامران جان من نمیشناسمت و شاید هیچوقت این پست رو نخونی...

اما برای اون آسمونی ها طلب آمرزش و آرامش و برای تو صبر  طلب میکنم...

تسلیت...

هایـــلایـــــت هــــا : تسلیت - سایه سپید - پدر و مادر - آسمونی ها
پنجشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

دلم تنگ است این شبها...

یقین دارم که میدانی...

صدای غربت من را...

از احساسم تو میخوانی...

 

شدم از درد تنهایی...

گلی پژمرده و غمگین...

ببار ای ابر پاییزی...

که دردم را تو میدانی...

عاشقانه هایم در کلبه ی ایرانیان

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - دل نوشته - عکس عاشقانه - شعر عاشقانه
پنجشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

سلام به دوستداران موسیقی...

بالاخره بعد از مدتی انتظار گفتگوی اختصاصی نت هفتم با کوروش اصلانی آهنگساز آلبوم تیسفون صورت گرفت و شما از طریق لینک زیر میتونید به این پست دسترسی داشته باشید.

 

گفتگوی اختصاصی نت هفتم با کوروش اصلانی

هایـــلایـــــت هــــا : کوروش اصلانی - گفتگو با هنرمندان - موسیقی - تیسفون
جمعه ٦ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

داغ این عشق ٩ ساله کی منو رها می کنه؟

کی میشه "م.م" ؟؟

"م.م" تو رفتی و برات خوشحالم اما نمی تونم فراموشت کنم...

خیلی دلم هواتو داره...

چرا وقتی خودت رفتی یادتو هم با خودت نبردی..؟

چرا دلمو شکستی اما نبردی؟

کاش با اون خوشبخت باشی...

نمیدونم چرا بجای نفرت هنوزم دوستت دارم..؟

 

کی میتونه بعد تو محرم راز من بشه؟

کی میتونه بعد تو همه نیاز من بشه؟

کی جاتو میگیره و درد دلامو گوش میده؟

کی دیوونه کردنو مثل چشات خوب بلده؟

بعضی وقتا میامو یواشکی میبینمت...

وقتیکه غنچه بودی خودم باید می چیدمت...

کی بجای من برات شبا لالایی میخونه؟

شنیدم اون غریبه قدر تو رو نمی دونه؟

 

 

غــــــــــریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبـــه

تـــــــــو رو خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا

عشقـــــــــــمو اذیــــت نکنـــــــــــــــــــی

قول مردونــــــــــــــــــــــــــــــــــه بــــــــــده

بهــــش خیانــــــت نکنـــــــــــــــــــــــــی

 

 

قـــــــــــــــــــول بــــــــــــــــــــــــــــده

چشمای اون هیچ موقع اشکو نبینه

قـــــــــــــــــــول بـــــــــــــــــــــــــده

که هیچ شبی چشم انتظارت نشینه

 

 

غــــــــــریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبـــه...

غــــــــــریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبـــه...

 

بگــو که عــــــــــاشـــقـــشـــــــــــــــــــی...

همیـــــــشــــه اونـــو دوســــــــــت داری...

حــــــالا که یــــــــــــار تـــــــــــــــــــــــــوئه...

هیـــــــــــــچـــی بــــــراش کـــــــم نذاری...

 

 

غــــــــــریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبـــه...

غــــــــــریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبـــه...

 

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - معجـزه - شعر عاشقانه - دل نوشته
چهارشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

امروز دلم خیلی گرفته...

خسته بودم و کمی توی وب چرخیدم...

مدتیه که دوستای قدیمیم که ابتدای این وبلاگ نویسی با من بودند دارن کم کم از وبلاگ هاشون جدا میشن...

خیلی این موضوع منو آزار میده...

 نمی دونی چه حس بدیه این خداحافظی...

شاید نباید واقعا اینقدر به کسی که نمیشناسیش دلبسته شد اما ...

اما من دلم برای اون روزای اول وبلاگ نویسیم تو پرشین بلاگ تنگ شده...

اون هیجان...

اون دوستان...

اون عشق...

همه دارن کم کم میرن...

نیکس خیلی وقت بود که دم از رفتن میزد اما مدتی ساخت با موندن...

اما انگار یه چیزی طاقت و امونشو برید...

رفت...

یک ماهی هست که رفته  و ما هم خیلی دلمون براش تنگ شده...

منظور از ما من و دوستاشیم...

یادمه اون روزی که با وبلاگش اشنا شدم روزی بود که خودش آدرسش رو بهم داده بود...

خودش رو از کیپ (qeep) شناختم...

چه روزای خوبی بود...

و امروز قالب وبلاگم رو به یاد اون دوستم قالب وبلاگ نیکس گذاشتم...

خواستم از طریق لینکدونیش و دوستاش ازش خبر بگیرم اما نشد...

یعنی دوستاش اکثرا قبل از اون وبلاگ نویسی رو بوسیده بودن و گذاشته بودن کنار...

تو چنین شرایطی انگار تنها راه باقی مونده برای نیکس جون فقط رفتن بود...

نیکس عزیزم...

دلم برات تنگ شده...

نمی دونم اما....

اما یه حسی بهم میگه همین روزا...

روزهای رفتن منم فرا میرسه...

 شاید بزودی...

چون خیلی دلم گرفته...

غیر از نیکس دوستای دیگه ای هم داشتم که رفتن...

میرا...

مریم...

صنما...

عمه جونی...

و خیلی های دیگه...

کاش هیچ وقت خداحافظی نبود...

 رفتم به اولین پست نیکس...

نوشته بود سلام نمیکنم چون هیچ وقت از خداحافظی خوشم نمیومد و هر سلامی یه روزی خداحافظی داره...

به یاد نیکس صورتی این پست رو بخون... 

هایـــلایـــــت هــــا : نیکس - nix - خداحافظی
دوشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()
Daisypath Happy Birthday tickers