کلبه ى ایرانیان

KING 37 Home 1

سلام!

از نوشتن پست قبلی حالم دگرگون شد اما ترجیح میدم به نوشتن ادامه بدم!!!

اگه هنوز پست قبلیمو نخوندی اول اونو بخون!!! آخه خیلی اون پست رو دوست دارم!

 

 *  *  *

 

سه شنبه 23/فروردین/84 

امروز بعد از مدرسه رفتم به یک باجه تلفن همگانی و شماره ای رو که داشتم گرفتم. شب قبل از توی دفترچه ی تلفن کد رو هم پیدا کردم چون اونا تو یه شهر اطراف تهران زندگی می کنن. اما مطمئن نبودم کد درسته یا نه؟! آخه شماره ای هم داده بودن کد نداشت!

 

ادامه ی مطلب

هایـــلایـــــت هــــا : معجـزه - عاشقانه - خاطرات شخصی - در کوچه هاى خاطرات
سه‌شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٩ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

سال گذشته آلبوم دوم راما به بازار آمد. یکی از آهنگ های این آلبوم که خیلی به دل من نشست آهنگ زیبای " درخت و برگ " بود که اگر اشتباه نکنم شعر و آهنگ آن  کار خود راما بود.

اولین باری که این آهنگ رو شنیدم واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم؛خصوصا وقتی بیت آخر رو می خوند اشک از چشام جاری می شد. چون هم آدم احساساتی هستم و هم با موسیقی ارتباط عجیبی برقرار می کنم.

از زیبایی کار که اصلا نمی شه گذشت. شما هم این شعر رو در ادامه بخونید تا ازش لذت ببرید!

ادامه ی مطلب

هایـــلایـــــت هــــا : خواست خدا - شعر
سه‌شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٩ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

اشاره :

اگه در کوچه های خاطرات رو دنبال کرده باشید خاطرتون هست که تا اونجایی گفتم که درست زمانی که اصلا فکرش رو هم نمی کردم " م.م " هم به جمع مهمانان اضافه شد  و کلی از این بابت خوشحال بودم و در پوست خودم نمی گنجیدم! و حالا ادامه...

 

وقتی اومدن خیلی شلوغ بود (  آخه ٣٠-۴٠ نفری می شدن! )

چون دیر اومده بودن بعد از یه چای قند پهلو که اکثرا هم لب بهش نزدن! مستقیم رفتیم برای صرف فعل خوردن!!! یعنی خوردم - خوردی - خورد!!!

من اینور سفره بودمو اون اونور سفره روبروم نشسته بود!! اولش که نشستیم و به طور اتفاقی نشستم روبروش - اتفاقی دیگه!! باور کن! آخه تا لحظه ی آخر داشتم کمک می کردم برای کامل تر شدن سفره و آخر همه اومدم - خوشحال بودم که روبروم نشسته! اما نشون به اون نشون که اینقدر مواظب بودم با آرامش غذامو بخورم و نشون ندم استرس دارم نفهمیدم چی خوردم!!!

مشخصه که همش زیر چشمی نگاش می کردم و اونم زیر چشمی نگام می  کرد. هواسش همش به من بود! منم خجالتییییییییییییییییییی! اصلا روم نمی شد سرم رو بالا بگیرم! انگار یه وزنه بسته بودن به گردنم!!!!!! اما هر وقت نگاش می کردم می دیدم که داره نگام می کنه و کاملا هواسش به منه!!!

ادامه ی مطلب

هایـــلایـــــت هــــا : خاطرات شخصی - معجـزه - عاشقانه - در کوچه هاى خاطرات
جمعه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸٩ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

وقتی شکست انگار صدای شکستن دلم رو شنیدم!

بغض گلوم رو گرفته بود و نمی دونستم باید چی بگم؟! آخه اون یه بچه است و به اندازه ی کافی خودش از صدای شکستنش ترسیده بود!

خدایا... آخه چرا؟ حالا چی کار کنم؟ اونقدر حالم بد بود که زدم از خونه بیرون! آخه خیلی برام مهم بود. هر وقت می دیدمش کلی خاطره رو به یاد من میاورد! من ۴-۵ سال نگهش داشته بودم و ازش استفاده نمی کردم که تموم نشه!!!!

ادامه ی مطلب

هایـــلایـــــت هــــا : خاطرات شخصی - معجـزه
جمعه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸٩ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

سلام به همه ی دوستای نازنینم! لبخند

بالاخره آقای روح پور رو مجددا پیدا کردم و امروز با ایشون ملاقاتی داشتم.

ممنون که به من ایمیل زدید و آلبوم جدید ایشون رو در خواست کردید ، من بهشون پیغامهاتونو رسوندم. اگه بخوان با شما تماس میگیرند.

اگه دوستی علاقه مند بود که آلبوم جدید آقای روح پور رو به نام مرد زخمی داشته باشه به من ایمیل بزنه - آدرس ایمیل تو پروفایلم هست - تا با آقای روح پور تماس بگیرم و اگه ایشون خواستن  از طریق خودشون دریافت کنند. چون من کاری به این کارا ندارم!!! نیشخندچشمک

تحویل و.. با خودتون.من فقط اطلاع رسانی کردم.

 

پی نوشت بسیار بسیار بسیار مهم:

دوستان نازنینم ، خصوصا عزیزانی که با جستجو در گوگل به این وبلاگ تشریف میارن.لطفا به تاریخ پستها توجه نمایید. بعد از یک سال عزیزان لطف می کنند و آلبوم آقای روح پور را می خواهند.به این دسته از عزیزان عرض کنم بنده زمانی شاگرد آقای روح پور بودم.به دلیل رابطه ی شاگردی-استادی تعدادی از آلبوم ها توسط ایشون به من واگذار شد که به دست علاقمندانشون برسونم.البته این وسط هیچ گونه سود مالی هم در جریان نبود! فقط بدلیل شاگردی!

برخی دوستان هم میگن چرا دانلود نمیشه و یا چرا پخش نمیشه؟!

من هزاران بار در جاهای مختلف این وبلاگ عرض کردم! دانلود کردن آهنگهایی که آلبوم اصل در بازار موسیقی در دسترس عموم قرار داره " حرام " است.حداقل برای حمایت از هنرمند محبوبتون آلبوم ها رو بخرید.هرکی که باشه فرقی نداره.

اون زمان که این پست منتشر شد وبلاگ من رنک بالایی نداشت و به همین دلیل هم با استقبال مواجه نشد و بدون حتی یک درخواست تمام آلبوم ها به آقای روح پور تحویل داده شد.کلاس های منم تموم شده بود و دیگه ایشون رو ندیدم و خبری از ایشون و آلبومشون ندارم.

ضمنا همون زمان از ایشون شنیدم که بالاخره موفق شدند این آلبوم رو به شرکت فرهنگی - هنری ایران گام تحویل بدن برای انتشار.بنابراین تمام حقوق مادی و معنوی این اثر در انحصار شرکت ایران گام هستش و از اون تاریخ به بعد گمان نکنم آلبومی توسط ایشون به کسی تحویل داده شده باشه.

کل این پی نوشت رو خطاب به اون دسته از عزیزانی عرض کردم که تازه این مطلب رو می بینن و ایمیل میدن که آلبوم میخوان و از اون جالبتر اینکه خیلی از دوستان با ناراحتی و عصبانیت توی ایمیل ها و یا کامنت ها میگن :

پس کو لینک دانلودش؟؟؟!!

دوست عزیزی به اسم آرمان که شاید بشناسم ایشون رو تاکید کردند که امتیاز به شرکت ایران گام تعلق داره! بنده هیچ گونه مسئولیتی نداشته و ندارم.حتی تنها نسخه ای که خودم دارم هم به استادم پول دادم و ازش خریدم.کاملا حلال!!

پس لطفا دیگه درخواست آلبوم نکنید که مجبور نشم هر روز بگم دوست عزیز تاریخ اون پست مال یک سال و خورده ای پیش بود!

شاد باشید و مانا

هایـــلایـــــت هــــا : رضا روح پور - مرد زخمى - موسیقی - ردپا
یکشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٩ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()
Daisypath Happy Birthday tickers