کلبه ى ایرانیان

KING 37 Home 1

سلام دوستاى دلبندم!

از اینکه ازتون دور میشم ناراحتم.دوست دارم همیشه باشم؛اما چه کنم..؟!
من این روزا غمگینم...

دلم گرفته...

سرشار از امیدم اما کمى بى حوصله!

من امسال هم توى کنکور قبول نشدم! طعم تلخیه این طعم شکست! من همیشه سعى کردم تو این ٢٢سالى که از خدا عمر گرفتم طعم تلخ هر شکستى رو به شیرینى پیروزى تبدیل کنم! اما این تلخى خیلى تلخ تر از تلخه! سخته برام!

سر خورده شدم...

حرف اطرافیام مهم نبوده هرگز!

بى فکرایى که با هر پیروزى به به میگن و دورم جمع میشن و با هر شکست...

ادامه ی مطلب

هایـــلایـــــت هــــا :
جمعه ٢٦ شهریور ۱۳۸٩ساعت ٢:٠٧ ‎ق.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

شاید سالها بعد...

در گذر جاده ها...

بى تفاوت از کنار یکدیگر بگذریم و بگوییم:

 

آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود...!!

هایـــلایـــــت هــــا : خاطرات - آشناى غریب
شنبه ٢٠ شهریور ۱۳۸٩ساعت ٤:٢٤ ‎ق.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()

سلام

امروز یک اتفاق جالب افتاد!

کلی فکر کردم کدوم یکی از دوستام منو لو دادن؟!!!!

اینقذه به مخم فشار آوردم که نگو!!!! نیشخند

هی گفتم کار مریمه؟!!! نه!

کار صنماست؟! نه!

کار مصطفی است شاید!!!

خلاصه کلی فکر کردم و خودم به تنهایی و بدون کمک به این نتیجه رسیدم که فرد خائن اسمش گوگله!!!

آره! خودشه! هنوز به نتیجه نرسیدم که ازش شکایت کنم یا نه؟! نیشخند

 

اصلا متوجه شدین دارم راجع به چی صحبت می کنم؟!! نیشخند

نگفتم؟!!!

 

خب از اینجا بگم که دیروز یه کامنتی برام گذاشته شد که اسم کامنت گذار "خزان" بود.

"خزان" خواهرمه! خواهر واقعیم! البته اسم مستئارش اینه!

آره!

حواهرم وبلاگمو پیدا کرد و خوند!!!

خیلی خوشحالم از این اتفاق! گرچه شاید گاهی آدما نیاز به خلوت دارن اما من حرف ناگفته ای با خواهرم ندارم.

 

فریاد میزنم آبجی جووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون دوووووووووووووووووووووســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتـــــــــــــــت دارم! قلبقلبماچماچ

 

حالا احساس آرامش بیشتری دارم! نمی دونم چرا؟!

هایـــلایـــــت هــــا : خزان
چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳۸٩ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ بود | اسماعیل محمدنژاد  نظرات ()
Daisypath Happy Birthday tickers