من و غم... - کلبه ى ایرانیان

KING 37 Home 1

سلام دوستاى دلبندم!

از اینکه ازتون دور میشم ناراحتم.دوست دارم همیشه باشم؛اما چه کنم..؟!
من این روزا غمگینم...

دلم گرفته...

سرشار از امیدم اما کمى بى حوصله!

من امسال هم توى کنکور قبول نشدم! طعم تلخیه این طعم شکست! من همیشه سعى کردم تو این ٢٢سالى که از خدا عمر گرفتم طعم تلخ هر شکستى رو به شیرینى پیروزى تبدیل کنم! اما این تلخى خیلى تلخ تر از تلخه! سخته برام!

سر خورده شدم...

حرف اطرافیام مهم نبوده هرگز!

بى فکرایى که با هر پیروزى به به میگن و دورم جمع میشن و با هر شکست...


آره! دلم گرفته! از خودم! که چرا نتونستم؟!

"م.م" من یک سال قبل رفت دانشگاه و من هنوز دارم درجا میزنم!

چه حس بدى دارم...

حالا راجع به من چى فکر میکنه..؟!

اصلا تو این یک سال کجاست؟! بى خبرم..!

نکنه...

واى خدا...

ازم نخواین بیام وبلاگتون!

درکم کنید...

من دیگه نه وقتشو دارم و نه حوصلشو!

اگه واقعا دوستم دارین و منو دوست خودتون میدونید،به نوشته هاى گاه و بى گاه من قناعت کنید و همیشه بهم سر بزنید!

بدونید که دل تنگتونم! بدونید که اومدنو نظراتتون بهم امید میده!

میدونم که وبلاگ نویسى قوانین نانوشته اى داره! مثل "بیا وبم تا بیام!"

من شاید هیچوقت،وقت نکنم بیام اما اگه تو بیاى یعنى دوستمى و پام وایسادى...

هایـــلایـــــت هــــا :
جمعه ٢٦ شهریور ۱۳۸٩ساعت ٢:٠٧ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()
Daisypath Happy Birthday tickers