تو و عشقت... من و غمهام... - کلبه ى ایرانیان

KING 37 Home 1

چه شب بدی بود امشب...

خیلی گریه کردم...

خیلی...

داییت امشب اینجا بود...

وقتی عکساتو نشونم داد...


عکسای تو محضر بود...

تو و ...

مهدی...!

اسمش همینه مگه نه؟

 

کاش میشد من جاش باشم...

کاش میدونستی چه اندازه دوستت دارم...

 

من مطمئنم...

مطمئنم که هیچکس...

هیچکس نمیتونه اندازه ی من تو رو دوست داشته باشه اما...

اما شاید تو به همین مقدارش هم راضی هستی تا کنار من نباشی

 

شاید تو هر وقت عکسای اون شب رو میبینی برات تدائی کننده ی خاطرات شیرینی باشه...

 

 اما واسه من این شبا نمیگذره...

دارم تاوان سختی پس میدم...

 

این شبا تلخ ترین شبای عمر منه...

با این وجود بدون که از ته دل آرزوم خوشبختی توئه و ابایی ندارم از اینکه بگم هنوز و همیشه عاشقتم عزیزم...

 

من در این کلبه خوشم...

تو در آن اوج که هستی خوش باش...

من به عشق تو خوشم...

تو به عشق هرکه هستی خوش باش...

 

 

 

****

 

 

حالا که همش تو رویاست بذار دلتنگت بمونم

مرگ بیداری برا من اینو خیلی خوب می دونم

بذار عاشقت بمونم
بذار عاشقت بمونم

بذار عاشقت بمونم

قلب من می گه که هستی اما چشمام می گه نیستی

خیلی سخته باورم شه که تو پیشم دیگه نیستی

بگو که هنوز چشاتو رو به عشق من نبستی

چشم من می گه تو رفتی اما قلبم می گه هستی

مگه میشه تو نباشی تو مثه نفس می مونی

دستای گرمتو کاشکی تو به دستم برسونی

دستم بی تو بی پناه ِ می میرم وقتی نیستی

مگه میشه باورم شه که تو پیشم دیگه نیستی

حالا که همش خیاله بذار دستاتو بگیرم

بذار تو فرض محالم با تو باشم تا بمیرم

بذار عاشقت بمونم بذار عاشقت بمونم

حالا که همش تو رویاست بذار دلتنگت بمونم

مرگ بیداری برا من اینو خیلی خوب می دونم

بذار عاشقت بمونم بذار عاشقت بمونم

بذار عاشقت بمونم

 

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - معجـزه - ازدواج
پنجشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٩ساعت ٢:٢٤ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()
Daisypath Happy Birthday tickers