دل نوشته هاى من با قلم شیماى عزیزم - کلبه ى ایرانیان

KING 37 Home 1

سلام معبودم . . !

"معبود عزیزم" که مرا از خاک و آب ساخته اى؛عقل دادى و چشمانى بینا و گوشهاى شنوا . . . اما با این وجود تو خود شنواتر و بیناترى؛سلام مرا بپذیر . . .


شنیدم که توسط پیامبرت فرمودى : "سلام،سلامتى مى آورد." پس با آغوش گرم مرا پذیرا باش تا بر سلامتى ام بیافزایى! معبودم . . . مگوئید خودخواهم و تنها براى خویش سلامتى مى جویم! بلکه من "خاکى بنده اى" هستم که در دامان "محبت و گذشت" تو چشم به دنیا گشودم... معبودم . . . "چشمانم" را از من نگیر . . . "کمکم کن" کسى را که "همه ى هوش و حواسم شده،کسى را که همه ى فضاى قلبم را اشغال کرده،همیشه دوست بدارم" بلکه روزى که "معناى دوست داشتن" را مى یابد با "چشمانى بارانى و لبانى خندان" از سر شوق به "وصلت با من" راضى گردد و آن روز من بیشتر از امروز،با صداى بلندتر و رساتر فریاد خواهم زد: معبودم سلام! "دوستت دارم" ممنون از اینکه مرا در حصار سایه ى دستان خویش نگاهدار بودى . . .

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - عشق - دل نوشته
جمعه ٦ آذر ۱۳۸۸ساعت ٢:٥۱ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()
Daisypath Happy Birthday tickers