زیر باران... - کلبه ى ایرانیان

KING 37 Home 1

 

 

 

بی تو نشستم در خیابان زیر باران

گویی که مجنون در بیابان زیر باران

افتاده نان خشکی از منقار زاغی

گنجشک خیسی میخورد نان زیر باران

هرکس به قدر روزی خود سهم دارد

سهم من از تو :چشم گریان زیر باران

با طعنه عابرها سراغت را گرفتند

آخر چه میگفتم به آنان زیر باران؟

باور کن از تو دست شستن کار من نیست

عشق تو می گردد دو چندان زیر باران

وقتی دعا در زیر باران مستجاب است

دیگر چه کاری بهتر از آن زیر باران

پروردگارا در غیاب حضرت عشق

رعدی بزن ما را بسوزان زیر باران...

 

این شعر زیبا رو اینجا خوندم! 

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - عکس عاشقانه - شعر عاشقانه - باران
سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()
Daisypath Happy Birthday tickers