چه سخت است... - کلبه ى ایرانیان

KING 37 Home 1

صدای هیزم هیزم شکن پیر احساسم ، سکوت تنهاییم را شکست...

قار قار کلاغ ها بر بلندای آن سپیدار بلند...

صدای خواهش نوک دارکوب بر تنه ی پیر آن چنار بزرگ...

پرواز پرنده های مهاجر در آسمان ابری سرشکم...

همه نشان از حیات می داد...

 

به خود گفتم:

آه...

کجای این دنیای کوچکم میتوانم آن چیزی که سالها در پی اش بودم را ببینم؟!

چه سخت است آدمی چیزی را داشته باشد ولی در عین حال هیچ نداردش...

 

( این متن را جایی خواندم... به دلم نشست...)

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - دل نوشته - معجـزه
پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()
Daisypath Happy Birthday tickers