هوای امشب... - کلبه ى ایرانیان

KING 37 Home 1

قدم زنان در کوچه های بی کسی

فریــــــــاد زدم پروردگـــــــــــــــار...؟

پس کـــــــی به دادم می رســی؟

شنیــــدم صدایــــــی آمد از دور...

صبوری کن که به عشقت میرسی

ناگهان از پشت سر آمد ندایی

من تو را دوســـــــت می دارم...

ای که برایم نفســـــــــــــــی...

 

هوای امشب من این شعر بود...

البته اگه بشه اسمشو گذاشت شعر!

نمی دونم چرا...اما واقعا خودش اومد...!!

من معمولا شعر نمی گم...

اما  امشب تو حال و هوای خودم بودم که این شعر اومد به ذهنم و هی تکرارش کردم نا خود آگاه!!!

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - دل نوشته - خاطرات شخصی - شعر عاشقانه
یکشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٠ساعت ۱:۳٧ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()
Daisypath Happy Birthday tickers