کودکان خیابانی... کودکان کار...کودکان بی خواب... - کلبه ى ایرانیان

KING 37 Home 1

کودکان خیابانی - کلبه ی ایرانیانکودکان خیابانی - کلبه ی ایرانیان

لا لا لا بخواب دنیا خسیسه

واسه کمتر کسی خوب می نویسه

یکی لبهاش همیشه غرق خنده است

یکی پلکاش تو خوابم خیسه خیسه...

 

امروز چیزی رو دیدم که منو کمی به فکر برد...

می خوام امروز کلبه ى ایرانیان رو با یه پاورقی متفاوت کمی به فکر ببرم!

داشتم از مسیری میگذشتم و پیچیدم تو یکی از کوچه ها...

یهو دو تا دختر بچه ی کوچولو که شاید به زور ٩ سال داشتن رو چند متر جلوتر از خودم دیدم که پریدن پشت یه ماشین و یکی یه آینه دستش بود و اون یکی هم داشت موهاشو میریخت بیرون و مدل میداد!!!

تو دلم به این کارشون خندیدم که با اون سنشون چه عقلی دارن که آینه بیارن و پشت یه ماشین قایم شن و شروع کنن به خودشون برسن.البته یادم رفت بگم که رو دوش هر دوشون کیف مدرسه بود و لباس مدرسه تنشون بود...!


بالاخره بهشون رسیدم و داشتم از کنارشون رد می شدم که شنیدم یکیشون رو کرد به اون یکی و گفت بذار فردا ابروهامو بردارم بعد منو ببین چی میشم!!!!

راستش دیگه اون حس اول رو نداشتم.آخه من بچه ها رو دوست دارم و از این شیطنتاشون کیف میکنم.اما این یکی کمی از شیطنت گذشته بود.بر عکس ناراحت هم شدم...

چرا باید یه بچه ٨-٩ ساله از الان به فکر ابرو برداشتن باشه؟

به میدون انقلاب که رسیدم هنوز تو همین فکر بودم که یه دختر بچه ازم خواست که فالی رو که تو دستش بود ازش بخرم.منم یکی ازش خریدم و بعد به این فکر کردم که یکی اون جوری...

یکی این جوری...

هایـــلایـــــت هــــا : اجتماعی - کودکان خیابانی - کلبه ى ایرانیان
سه‌شنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٠ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()
Daisypath Happy Birthday tickers