ما از درون زنگ زدیم... ( دل نوشته های زنده یاد حسین پناهی ) - کلبه ى ایرانیان

KING 37 Home 1

زنده یاد حسین پناهی

 

پی نوشت : این مطلب که چند وقتی است در کلبه ی ایرانیان منتشر شده باز هم توسط یکی از عزیزان تکذیب شد.این دومین مطلبی است که به نام زنده یاد پناهی به دستم رسید و پس از انتشار تکذیب شده!! این دوست عزیز متذکر شده اند که اشعار از اکبر اکسیر  می باشد.

 

از آجیل سفره عید
چند پسته لال مانده است
آنها که لب گشودند؛خورده شدند
آنها که لال مانده اند ؛می شکنند
دندانساز راست می گفت:
پسته لال ؛سکوت دندان شکن است !



من تعجب می کنم
چطور روز روشن
دو ئیدروژن
با یک اکسیژن؛ ترکیب می شوند
وآب ازآب تکان نمی خورد!



بهزیستی نوشته بود:
شیر مادر ،مهر مادر ،جانشین ندارد
شیر مادر نخورده،مهر مادر پرداخت شد
پدر یک گاو خرید
و من بزرگ شدم
اما هیچ کس حقیقت مرا نشناخت
جز معلم عزیز ریاضی ام
که همیشه میگفت:
گوساله ، بتمرگ!


 



با اجازه محیط زیست

دریا، دریا دکل می‌کاریم

ماهی‌ها به جهنم!

کندوها پر از قیر شده‌اند

زنبورهای کارگر به عسلویه رفته‌اند

تا پشت بام ملکه را آسفالت کنند

چه سعادتی!

داریوش به پارس می‌نازید

ما به پارس جنوبی!



رخش،گاری کشی می کند
رستم ،کنار پیاده رو سیگار می فروشد
سهراب ،ته جوب به خود پیچید
گردآفرید،از خانه زده بیرون
مردان خیابانی برای تهمینه بوق می زنند
ابوالقاسم برای شبکه سه ،سریال جنگی می سازد
وای...
موریانه ها به آخر شاهنامه رسیده اند!!



صفر را بستند
تا ما به بیرون زنگ نزنیم
از شما چه پنهان
ما از درون زنگ زدیم!


 

انتشار این مطلب در کلبه ی ایرانیان دلیل بر صحت آنها نیست . لطفا چنانچه از صحت یا عدم صحت مطالب اطلاعی دارید گزارش دهید.

 

هایـــلایـــــت هــــا : حسین پناهی - دل نوشته - اجتماعی - دریا
یکشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()
Daisypath Happy Birthday tickers