ابتدای آشنایی - کلبه ى ایرانیان

KING 37 Home 1

من از آن ابتدای آشنایی

شدم جادوی چشمهایت

تو رفتی و گذشتی مثل باران

و من دستی تکان دادم برایت

تو یادت نیست آنجا اولش بود

همان جا که با هم دست دادیم

همان لحظه سپردم هستیم را

به شهر بی قرار چشمهایت

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - شعر
چهارشنبه ٥ اسفند ۱۳۸۸ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()
Daisypath Happy Birthday tickers