ازدواج - کلبه ى ایرانیان

KING 37 Home 1

جمعی از آقایان فرهیخته ی کتک خورده و زن زلیل پس از شب شعری که برگزار شد به این نتیجه رسیدند که می بایست آغاز گلستان سعدی تغییر کند.

بدین ترتیب آغاز گلستان را بدین شکل بازنویسی نمودند:

 

- منت خدای را عزوجل که لذت زن را قند و عسل قرار داد !! همو که ازدواجش موجب محنت و به طلاق اندرش مزید رحمت!!

هر لنگه کفشی که بر سر ما می خورد مضر حیات است و چون مکرر فرود آید موجب ممات!!!

پس در هر لنگه کفش دو ضربت و بر هر ضربت آخی واجب!!!

ادامه ی مطلب

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - طنز - ازدواج - گلستان سعدی
یکشنبه ٩ امرداد ۱۳٩٠ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

این متن بصورت ایمیل از یکی از دوستان به دستم رسید.

با تشکر از ایشون...

 

موضوع انشا ازدواج

نام : اکبر

کلاس :دوم دبستان

موزو انشا : عزدواج!
 

 

هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.

تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است.

حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.

 در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.

از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.

در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست...

ادامه ی مطلب

هایـــلایـــــت هــــا : طنز - دختر - ازدواج - انشا
سه‌شنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩٠ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

چه شب بدی بود امشب...

خیلی گریه کردم...

خیلی...

داییت امشب اینجا بود...

وقتی عکساتو نشونم داد...

ادامه ی مطلب

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - معجـزه - ازدواج
پنجشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٩ساعت ٢:٢٤ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()
امروز ایمیل هامو چک کردم؛ طبق معمول تبلیغاتى هارو نخونده پاک کردم تا رسیدم به ایمیل فاطیما! مثل خواهرمه! اما خیلى وقت بود ازش بى خبر بودم! خوشحال شدم! برام نوشته بود ازدواج کرده! جا خوردم! انتظار نداشتم اینقدر زود ازدواج کنه! نمى دونم چرا الکى یه هو یه جورى شدم! شاید شوکه شدم!!! به هر حال براش آرزوى خوشبختى مى کنم و اگه روزى وبمو خوند خالصانه میگم: فاطیما جان سپید بخت باشى همیشه... داداش کوچولوت دوستت داره...
هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - فاطیما - ازدواج
سه‌شنبه ۱٥ دی ۱۳۸۸ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()
Daisypath Happy Birthday tickers