عاشقانه - کلبه ى ایرانیان

KING 37 Home 1

خوب بخاطر دارم ...

1388/8/14

اولین باری که پا به پرشین بلاگ گذاشتم ...

قبلتر هم وبلاگ داشتم اما نه به این صورت ...

جسته و گریخته ...

اون روز وبلاگ نویسی رو با شرایط عجیب و غریبی شروع کردم ...

دسترسی به اینترنت نداشتم ...

اما دلم میخواست دل نوشته ها و خاطرات اون سالها رو توی وبلاگم بنویسم ...

تازه از خدمت سربازی برگشته بودم ...

هنوز فکر میکردم که عاشقم ...

عشقی که فرجامی نداشت ...

بعدها که خبر ازدواجش رو هم شنیدم اوضاعم بدتر شد ...

تنها رفیق من همین وبلاگم بود و دوستان وبلاگ نویسم که خاطراتم رو میخوندن و باهام همدردی میکردن ...

همه ی خاطراتم رو با عنوان " در کوچه های خاطرات " منتشر میکردم ...

زمان گذشت و زمانه نیز هم ...!

من بزرگتر شدم ...

وقتی با « بانو » آشنا شدم تازه فهمیدم عشق یعنی چی ...!

تازه لذت بردن از زندگی رو یاد گرفتم ...!

طعم واقعی عشق رو چشیدم ...

روزهای شیرین یکی پس از دیگری اومدند و رفتند تا خدا خواست و همه چیز بر طبق مراد ما گذشت ...

ما توی 27 / بهمن / 1391 با هم عهد کردیم که همیشه در کنار هم و در مقابل مشکلات باشیم ...

و من مثل یک کوه باشم برای عزیزترین فرد این دنیام ...

حالا دیگه از غصه و غم خبری نیست ...

شکر خدا ...

دیگه به یاد گذشته ، های های گریه نمیکنم چون کسی اومد تو زندگیم که فهمیدم چقدر راهم رو کج رفته بودم ...

اونجوری نگام نکن ...!

آره دوست من ...

اینا مقدمه چینی بود ...

حقیقت اینه که این بار برای همیشه چمدونم رو بستم ...

عازم سفری هستم که دیگه برگشتی نداره ...

دیگه دارم از کلبه ی ایرانیان کوچ میکنم ...

به کجا ...

نمیدونم ...

شاید روزی جای دیگه ای با وبلاگ دیگه ای شروع به نوشتن کردم ... ایمیلم هست ؛ پس اگر کسی خواست پیدا کردنم دشوار نیست ...

خداحافظ ... همین حالا ... - کلبه ی ایرانیان

خاطراتی که بعنوان « در کوچه های خاطرات » نوشتم بخشی از زندگی منه ... بخشی از گذشته ی من ...

نتونستم پاکشون کنم ...

من همیشه اینجا با اسم اصلیم نوشتم ...

بانو از وجود این وبلاگ خبر نداره ...

آخه نمیشد با وجود اون همه خاطره اینجا رو نشونش بدم ...

نخواستم با گذشته ای که دیگه به تاریخ پیوسته و فراموشش کردم اوقاتش رو حتی برای لحظه ای تلخ کنم ...

پس چاره ای نیست جز رفتن ...

نمیخوام دیگه توی کلبه ای باشم که رنگ و بوی گذشته رو داره ...

شاید یک روزی همسر دلبندم بیاد و این چند خط رو بخونه ...

من ... اینجا ... توی 707 اُمین و آخرین پست این وبلاگم میخوام برای آخرین بار بنویسم...

همسر عزیزم ...

شاید یک روزی اتفاقی گذرت به این کلبه افتاد ...

شاید اون روز خیلی دور نباشه ...

و شاید هم روزی باشه که دیگه من نباشم ...

توی گذشته هام دنبال چیزی نباش که هر چه هست تویی ...

تو معنای تمام بودنی ... معنای زندگی ... عشق ... لطافت ... مهربانی ...

قلب مهربون تو به وسعت یه دریاست ...

عزیزم ...

نازنینم ...

همسر با وفای من ...

ممنونم که به زندگیم وارد شدی و بهش رنگ امید بخشیدی ...

چه در این دنیا باشم و چه روزی که نباشم ...

با تمام وجودم عشق تو رو توی قلب و روحم خواهم داشت ...

دوستت دارم ...

دلم میخواد به این ترانه گوش کنم ...



ساخت فلش مدیا پلیر

 Every night in my dreams, I see you, I feel you
هر شب در رویاهایم تو را می بینم و احساست می کنم


That is how I know you go on
آن طور است که می دانم تو چنین می مانی


Far across the distance and spaces between us
فراتر از فاصله و فضاهای بین ما


You have come to show you go on
آماده ای که به من نشان دهی که چنین می مانی
 
.Near, far, wherever you are
نزدیک، دور، هر جایی که هستی


I believe that the heart does go on
باور می کنم قلب همینطور خواهد ماند


Once more you open the door
یک بار دیگر در را باز می کنی


And you're here in my heart
و در قلبم جای می گیری


And my heart will go on and on
و قلبم همینطور خواهد ماند


Love can touch us one time and last for a lifetime
عشق می تواند یکبار رخ دهد و برای یک عمر باقی بماند


And never let go till we're gone
و تا زمانی که نمردیم نمی گذاریم بمیرد


Love was when I loved you
عشق زمانی بود که من تو را دوست داشتم


One true time I hold too
یک زمان واقعی، من تو را داشتم


In my life we'll always go on
در زندگی من، ما همیشه چنین خواهیم ماند


Near, far, wherever you are
نزدیک، دور، هرجایی که هستی


I believe that the heart does go on
من باور دارم که قلب هایمان خواهد تپید


Once more you open the door
یک بار دیگر در را باز می کنی


And you're here in my heart
و در قلبم جای می گیری


And my heart will go on and on
من باور دارم که قلب هایمان خواهد تپید


You're here, There's nothing I fear
تو اینجا هستی، و من هیچ ترسی ندارم


And I know that my heart will go on
و می دانم که قلبم چنین باقی خواهد ماند


We'll stay forever this way
ما همیشه چنین می مانیم


You are safe in my heart
تو در قلب من در پناه خواهی بود


And my heart will go on and on ...
 و قلب من برای تو خواهد تپید و خواهد تپید..

 

و آخرین یادگاری ...

تو این سالها چندتا ترک بود که بازخوانی کردم واسه  دل خودم ... بهشون گوش کنید و بخندین ...

دو تاشو اینجا میذارم ...

1- دو راهی

4- اسارت

و ...

خداحافظ دوستان خوب من ...

خداحافظ پرشین بلاگ ...

خداحافظ همدم لحظه های تنهاییم ... کلبه ی دوست داشتنی من ... خداحافظت کلبه ی ایرانیان من ...

خداحافظ همین حالا ...

هایـــلایـــــت هــــا : در کوچه هاى خاطرات - عاشقانه - روزنوشت - ا محمدنژاد
سه‌شنبه ۱٧ تیر ۱۳٩۳ساعت ٧:٤٩ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

به دل داری هوای دیگری را
تو بازی میدهی ...
هم من و هم دیگری را ...

اسماعیل محمدنژاد

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - دل - بازی - ا محمدنژاد
شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩۳ساعت ٤:۱۱ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

کلبه ی ایرانیان - عاشقانه

هی رفیق !
بدون چتر کنار من قدم نزن ...
خیس دلتنگی هایم می شوی ...
دنیای من ابری تر از آن است که فکرش را می کنی ...!

هایـــلایـــــت هــــا : sms - اس ام اس - پیامک - عاشقانه - عکس عاشقانه - دل نوشته
دوشنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩۳ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

کم کم صدای تیک تاک ساعت را می شنوی ...

گویی که دیگر زمانی باقی نمانده ...

وقتش که فرا برسد تو فارغ از تمامِ خاطراتِ لحظاتِ تلخ و شیرینت به گریز ناگزیرت تن خواهی داد ...

با دقت که گوش می کنم میشنومش ...

صدای تیک تاک می آید ...

دلم تاب رفتن ندارد ...

شاید باید این وبلاگ را با تمام دل نوشته ها و خاطرات آن روزهای عاشقی بگذارم و بروم ...

شاید روزی با یک خداحافظی ساده ...

شاید همین روزها ...

و شاید روزهایی دیگر ...

کسی چه می داند ..؟!

عاشقانه - کلبه ی ایرانیان

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - دل نوشته - خاطرات شخصی - روزنوشت
شنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩۳ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

زندگی شاید

اناری است که دانه دانه اش میکنیم،

و خوشبختی همان دانه ای است

که گم میشود

هنگام دانه کردن انار،

و ما برای یافتنش

هیچ کاری نمیکنیم.

کلبه ی ایرانیان

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - انار - زندگی
سه‌شنبه ۱۳ خرداد ۱۳٩۳ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

خدا تنها روزنه امیدی است که هیچگاه بسته نمی شود ...

تنها کسی است که با دهان بسته هم میتوان صدایش کرد ...

با پای شکسته هم می توان سراغش رفت ...

تنها خریداریست که اجناس شکسته را بهتر بر میدارد ...

وقتی همه تنهایت گذاشتند محرمت می شود ...

و تنها سلطانیست که دلش با بخشیدن آرام می شود نه با تنبیه کردن ...

خدا را برایتان آرزومندم ...

هایـــلایـــــت هــــا : خدا - عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - جملات زیبا
شنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۳ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

یادم هست که می گفتند شکستنی است ... شکستنی باید بشکند !

حال اما ...

دل است دیگر ...

گاهی دلم میگیرد ...

دل برای گرفتن است ...

برای خسته شدن ...

برای شکستن است ...

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - روزنوشت - خاطرات شخصی - دل نوشته
پنجشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩۳ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

امروز خیلی اتفاقی ترانه ای رو شنیم از شروین سهرابیان. یادش بخیر چه سالهایی بود...

انگار اون سالها یک رنگ و بوی دیگه ای داشت. چقدر لذت بخش بود همه چیز. چقدر زندگی کردن ساده تر بود و چقدر عاشقانه ها لذت بخش تر و شنیدنی تر بودند ...

اوایل دهه ی هشتاد رو میگم ...

خیلی از ترانه های موندگار مربوط به همون دوران میشن ...

یکی از اون ترانه های بیاد موندنی آهنگ Rain از آلبوم فرزند حوا بود که یکی از آخرین کارهای شادمهر عقیلی بعنوان گیتاریست قبل از هجرتش به آمریکا محسوب میشد.

اون موقع ها هنوز هم آلبوم ها بیشتر به صورت سی دی پخش می شدند و سی دی خیلی طرفدار نداشت...قیمت هر آلبوم در حد 500 تومن یا 600 تومن بود. کاور روی جلد این آلبوم رو هم بیاد دارم. و یکی از چیزهایی که همیشه دوست داشتم راجع بهش بدونم این بود که " محمد رضا احمدیان " کی بود؟! اون سالها اکثر آلبوم ها این تیتر رو داشتند :

" به اهتمام محمد رضا احمدیان "

دوست دارم این ترانه رو با هم بشنویم...

 


ساخت فلش مدیا پلیر

 

فرزند حوا - سروین سهرابیان 1380 - عاشقانه ها در کلبه ی ایرانیان 

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - شادمهر عقیلی - ترانه - روزنوشت
سه‌شنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩۳ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

مشاعره ی بزرگان اهل ادب و شعر پارسی که بسیار زیبا به اصطلاح به " کَل کَلِ شاعرانه " تبدیل شد !

سیمین بهبهانی :

یا رب مرا یاری بده ، تا سخت آزارش کنم
هجرش دهم ، زجرش دهم ، خوارش کنم ، زارش کنم
از بوسه های آتشین ، وز خنده های دلنشین
صد شعله در جانش زنم ، صد فتنه در کارش کنم
در پیش چشمش ساغری ، گیرم ز دست دلبری
از رشک آزارش دهم ، وز غصه بیمارش کنم
بندی به پایش افکنم ، گویم خداوندش منم
چون بنده در سودای زر ، کالای بازارش کنم
گوید میفزا قهر خود ، گویم بخواهم مهر خود
گوید که کمتر کن جفا ، گویم که بسیارش کنم
هر شامگه در خانه ای ، چابکتر از پروانه ای
رقصم بر بیگانه ای ، وز خویش بیزارش کنم
چون بینم آن شیدای من ، فارغ شد از احوال من
منزل کنم در کوی او ، باشد که دیدارش کنم
 
*************************************

جواب ابراهیم صهبا به سیمین بهبهانی :

 

یارت شوم ، یارت شوم ، هر چند آزارم کنی
نازت کشم ، نازت کشم ، گر در جهان خوارم کنی
بر من پسندی گر منم ، دل را نسازم غرق غم
باشد شفا بخش دلم ، کز عشق بیمارم کنی
گر رانیم از کوی خود ، ور باز خوانی سوی خود
با قهر و مهرت خوشدلم کز عشق بیمارم کنی
من طایر پر بسته ام ، در کنج غم بنشسته ام
من گر قفس بشکسته ام ، تا خود گرفتارم کنی
من عاشق دلداده ام ، بهر بلا آماده ام
یار من دلداده شو ، تا با بلا یارم کنی
ما را چو کردی امتحان ، ناچار گردی مهربان
رحم آخر ای آرام جان ، بر این دل زارم کنی
گر حال دشنامم دهی ، روز دگر جانم دهی
کامم دهی ، کامم دهی ، الطاف بسیارم کنی

*************************************
 

جواب سیمین بهبهانی به ابراهیم صهبا :

 

گفتی شفا بخشم تو را ، وز عشق بیمارت کنم
یعنی به خود دشمن شوم ، با خویشتن یارت کنم؟
گفتی که دلدارت شوم ، شمع شب تارت شوم
خوابی مبارک دیده ای ، ترسم که بیدارت کنم


 *************************************

جواب ابراهیم صهبا به سیمین بهبهانی:

 

دیگر اگر عریان شوی ، چون شاخه ای لرزان شوی
در اشکها غلتان شوی ، دیگر نمی خواهم تو را
گر باز هم یارم شوی ، شمع شب تارم شوی
شادان ز دیدارم شوی ، دیگر نمی خواهم تو را
گر محرم رازم شوی ، بشکسته چون سازم شوی
تنها گل نازم شوی ، دیگر نمی خواهم تو را
گر باز گردی از خطا ، دنبالم آیی هر کجا
ای سنگدل ، ای بی وفا ، دیگر نمی خواهم تو را


 *************************************

جواب رند تبریزی به سیمین بهبهانی و ابراهیم صهبا :

صهبای من زیبای من ، سیمین تو را دلدار نیست
وز شعر او غمگین مشو ، کو در جهان بیدار نیست
گر عاشق و دلداده ای ، فارغ شو از عشقی چنین
کان یار شهر آشوب تو ، در عالم هشیار نیست
صهبای من غمگین مشو ، عشق از سر خود وارهان
کاندر سرای بی کسان ، سیمین تو را غمخوار نیست
سیمین تو را گویم سخن ، کاتش به دلها می زنی
دل را شکستن راحت و زیبنده ی اشعار نیست
با عشوه گردانی سخن ، هم فتنه در عالم کنی
بی پرده می گویم تو را ، این خود مگر آزار نیست؟
دشمن به جان خود شدی ، کز عشق او لرزان شدی
زیرا که عشقی اینچنین ، سودای هر بازار نیست
صهبا بیا میخانه ام ، گر راند از کوی وصال
چون رند تبریزی دلش ، بیگانه ی خمار نیست

*************************************

و جواب خانم مریم اکبری به سیمین بهبهانی

یارب مرا یاری بده تا یکدل و یارش شوم

هجر و فراق او را بده تا من وفادارش شوم

گر جمله ی این مردمان او را برانند از جهان

خروارها نازش بده تا من خریدارش شوم

گر که رخ خود را زمن پوشاند آن دلدار من

او را جمال گل بده باشد که من خارش شوم

(از خنده های دلنشین وز بوسه های اتشین)

بی تاب ومحرومم بساز تا من گرفتارش شوم

هر چه بگوید آن کنم هر چه بخواهد آن شوم

ور خود نبازد دل به  من عاشق زارش شوم

با غیر نوشد جام می اغیار گیرد دست وی

راند مرا از پیش خود من غرق افکارش شوم

با آن دو چشم وابروان که هستند چون تیر وکمان

تیری زند بر قلب من تا زار وبیمارش شوم

 هر چند آزارم کند با دست خود خاکم کند

 روزی نیاید کز دلم راضی به آزارش شوم

باشد که آن دلدار من روزی بگردد یارمن

گوید که دلدارم بشو ان وقت من یارش شوم

از غیر پوشد روی خویش من را بخواند سوی خویش

گوید که دلدارت منم من نیز دلدارش شوم

مستانه آید سوی من بوسه زند بر روی من

سازد مرا عاشقترم سرمست کردارش شوم

دل را بسازم رام او بر لب برانم نام او

خورشید تابانم شود ماه شب تارش شوم

با من وفاداری کند از دل نگهداری کند

نازد به عشق چون منی شرمنده کارش شوم

منزل کند در کوی من شانه کشد گیسوی من

گوید بر من حرف دل محرم بر اسرارش شوم

با ناز بیمارم کند با بوسه تیمارم کند

از عشق تبدارم شود من هم پرستارش شوم

یارب مرا یاری بده مونس وغمخواری بده

تا باشد او امید من من نیز عیارش شوم

*************************************

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - شعر عاشقانه - عشق - طنز
جمعه ٥ اردیبهشت ۱۳٩۳ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

دوست می دارمـش  امـّـا



می تـرسم بـگویــم و بگـویـد  مرسـی



یــا بگویـد بـه این دلـیـل و آن دلـیـل دوسـتـم نـدارد



یــا چـه می دانـم



مثـل خیـلیـهـا بگـویـد لیـاقـتـم بـیـشـتـر از این حرفـهاسـت



می تـرسـم از اینــکـه هـرچـیـزی بـگویـد جُـز



مــَــن هـم دوسـتت دارم ...

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - عشق
سه‌شنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩۳ساعت ۱:۳۳ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

اولین تو بودی

آخرین هم تو خواهی بود

نمی خواهم طعم چشم دیگری را بنوشم

انتظار بارانت سخت هم باشد

فقط به خیال آمدنت

 ♥ خیسِ خیسم

عاشقانه ها در کلبه ی ایرانیان

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - عکس عاشقانه - عشق
سه‌شنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩۳ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

گاهی حس آخرین بیسکوئیت ساقه طلایی را دارم ...

" تنها و شکسته ... "

عاشقانه ها در کلبه ی ایرانیان

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - عشق - عکس عاشقانه
سه‌شنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩۳ساعت ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

تو را دوست میدارم ولی افسوس که تو هرگز نمی دانی ...

نگاهت میکنم شاید بخوانی از نگاهم ...

ولی افسوس که تو حتی نگاهم را نمی خوانی ...

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - جملات زیبا - عشق
دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩۳ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

دلم هوایت را کرده ...

دل است دیگر ...

یادش رفته که رفته ای ..!!

عکس های غاشقانه - کلبه ی ایرانیان

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - عکس عاشقانه - دل
جمعه ۱٥ فروردین ۱۳٩۳ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

سالهاست منتظر سیصد و اندی بار است

آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم

عکس های غاشقانه - کلبه ی ایرانیان

امروز هر زمانی که اشک ریختیم خوب بود بیاد مهدی زهرا (س) هم می بودیم که هنوز هم تنهاست و یاری نداره ...

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - عکس عاشقانه - یا مهدی صاحب الزمان
پنجشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩۳ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

مدت هاست که دِلَـــــــــــم شروعی دوباره می خواهد ...

تــــو بیا ...

مَـــــرا دوباره آغـــــاز کن ...

عکس عاشقانه - کلبه ی ایرانیان

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - عکس عاشقانه - عشق
دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩۳ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

هَـمیشه بـاید کَسـی باشد

کـــہ  مــَعنی سه نقطه‌های انتهای جمله‌هایَتـــ را بفهمد

هَـمیشه باید کسـی باشد

تا بُغض‌هایتــ را قبل از لرزیدن چـانه‌ات بفهمد

بـاید کسی باشد

کـــہ  وقتی صدایَتــ لرزید بفهمد

کـــہ  اگر سکوتـــ کردی، بفهمد...

کسی بـاشد

کـــہ  اگر بهانه‌ گیـر شدی بفهمد

کسی بـاشد

کـــہ  اگر سردرد را بهانه آوردی برای رفتـن و نبودن

بفهمد به توجّهش احتیاج داری
 
بفهمد کـــہ درد داری

کـــہ زندگی درد دارد

بفهمد کـــہ دلت برای چیزهای کوچکش تنگــ شده استــ

بفهمد کـــہ دِلتــ برای قَدمــ زدن زیرِ باران...
برای بوسیـدَنش

برای یک آغوشِ گَرمــ تنگ شده است

همیشه باید کسی باشد ...

عکس عاشقانه - کلبه ی ایرانیان

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - جملات زیبا - عکس عاشقانه - زندگی
دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩۳ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

شَـــــــک نکـــــــــن ...

آینـــــــده ای خواهم ساخت که گذشته ام جلویش زانو بزند ...

قرار نیست من هم دل کسی را بسوزانم ...!!

برعکس ... کسی را که وارد زندگی ام می شود را ...

آنقدر خوشـــــبخت می کنم که ...

به هر روزی که جای او نیستی به خودت لعــــنت بفرستی ..!!

عکس عاشقانه - کلبه ی ایرانیان

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - عکس عاشقانه - جملات زیبا
دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩۳ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

فراموشی تـــــــــــــــــــــو هنـَـــــــــــر می خواهد

و مــــَـــــــــن ...

بی هنـــــــــرتریـــــــــن مـَــــــــــــرد عــــــــــــــــــــــــالمم ..!

عکس عاشقانه - کلبه ی ایرانیان

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - عکس عاشقانه - عشق
دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩۳ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

مدت زیادی بود که سری به گذشته ها نزده بودم ...

گاهی مرور خاطرات یک سری چیزهایی رو بیاد آدم میاره که حتی بعضیاشون با وجود اینکه تو زمان خودشون خیلی برات مهم بودن ولی دیگه الان تو ذهنت نیستند! امشب سری زدم به صفحات قدیمی تر وبلاگم...

چقدر مطلب نوشتم...

چند سال گذشت...

سری زدم به فصل های در کوچه های خاطرات که یک زمانی اصلی ترین بخش وبلاگم بود. خاطراتم از یادم نرفته بودن ولی نوع نوشتارم رو به کلی فراموش کرده بودم و بعضی جاها به خودم میگفتم :

واقعا اینارو من نوشتم؟! چه خوب نوشتم!

یادآوری گذشته فایده ای نداره ولی خوبه از برخی اتفاقات که دیگه برگی از خاطراتت شدن درس بیگیری و بگی :

راستی اینجا رو اشتباه کرده بودم! یادم باشه دیگه تکرارش نکنم!

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - خاطرات شخصی - در کوچه هاى خاطرات - روزنوشت
دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩۳ساعت ۳:۱٦ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

When time comes for u to give ur heart to someone, make sure u select someone who will never break ur heart, cuz broken hearts has never spare parts.

**********

ترجمه به فارسی :

زمانی که می خواهید به کسی دل ببندید ، مطمئن شوید که قلب شما را نخواهد شکست،زیرا قلب شکسته هرگز قطعات یدکی ندارد!

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - قلب - دل
دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩۳ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

پرسیدند :

" رو به راهی ؟ "

گفتم :

" بله! "

.

.

.

اما نمی دانستند رو به راهی هستم که به سمت توست ...!

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - عشق - جملات زیبا
یکشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩۳ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

من زخم های بی نظیری ب تن داشتم...

اما تو...

بهترینشان بودی...

عزیزترینشان بودی...

عمیق ترینشان بودی...

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - عشق - جملات زیبا
یکشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩۳ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

غفلت کردم لحظه ای ...

دلم جایی گیر کرد ...

و تمام زندگی ام نخ کش شد ...

عکس عاشقانه - کلبه ی ایرانیان

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - عکس عاشقانه - زندگی
یکشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩۳ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

این عادت همیشگی اش بود ...

زیر باران راه می رفت ...

امسال راه رفتن او را با دیگری زیر باران اشک هایم دیدم ...

شاید پارسال هم اشک های دیگری بود ...!!!

عکس عاشقانه - کلبه ی ایرانیان

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - باران - جملات زیبا
یکشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩۳ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

سر میز شام به یادت می افتم ...

بغض می کنم ...

اشک در چشمانم حلقه می زند ...

همه با تعجب نگاهم می کنند ...

لبخند تلخی میزنم و می گویم :

چقدر داغ بود ...!!!

عکس عاشقانه در کلبه ی ایرانیان

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - عکس عاشقانه - لبخند
یکشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٢ساعت ٢:٠٠ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

" شادی " پروانه ایست که هر چه تقلا کنی نمی توانی آن را شکار کنی . . .

باید آرام باشی تا روی شانه ات بنشیند ، پس زندگیت سرشار از آرامش و شانه هایت پر از پروانه ...!

عکس عاشقانه در کلبه ی ایرانیان

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - عکس عاشقانه - شادی
یکشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٢ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

دود سیگار کفاف نمی دهد ...

دو سیب بار کن رفیق ...!

خاطره ها سنگینند!!!

عکس عاشقانه در کلبه ی ایرانیان

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - عکس عاشقانه - عشق
یکشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٢ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

ماهیگیر دلش سوخت . . .

این بار ماهی بود که از تنهایی قلاب را رها نمی کرد . . .

عکس عاشقانه در کلبه ی ایرانیان

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - عکس عاشقانه - تنهایی
شنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٢ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

ای تو بوی خاک و بارون

ای جدا از این و از اون

ای هوای سبز احساس

آه رو لبامو بشناس

تا که عمری مونده باقی

تا نفس داره اقاقی

مث خواب گل پونه

یاد من باش عاشقونه

فریبا وکیلی

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - فریبا وکیلی - شعر عاشقانه - نفس
پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٢ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

بدین امّید کردم زندگانی

که روزی لحظه ای با مهربانی

چنان جان تنگ آغوشت بگیرم

که از بوی خوشت آرام گیرم

مژده روفه

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - شعر عاشقانه - مژده روفه
پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٢ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

عـــاشقان را با خود و هیچکس تدبیر نیست

عین و شین و قاف را اندر کتب تفسیر نیست !!

شیخ فریدالدین عطار

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - شعر عاشقانه - عشق
پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٢ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

این کوزه چو من عــــاشـــق زاری بودست

در بند سر زلـــــــف نـــــگــــــاری بودست

این دســــــــــته که بر گــــــردن او می بینی

دستیست که بر گـــــــــردن یـــاری بودست!!

حکیم عمر خیام

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - شعر عاشقانه - خیام
پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٢ساعت ۱:۱۳ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

گفتم حجاب بردار تا بی حجاب ببینم !

گفتا تویی حجابم چون بی حجاب ببینی !

شاه نعمت الله ولی

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - شعر عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - الله
پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٢ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

در کیش عـــشـــق بازان راحت روا نباشد

ای دیده اشک می ریز ای سینه باش افگار

شیخ بهایی

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - شعر عاشقانه - عشق - شیخ بهایی
پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٢ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

ای خوشا مستانه سر در پای دلبر داشتن

دل تهی از خوب و زشت چرخ اخضر داشتن

پروین اعتصامی

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - شعر عاشقانه - دل - sms - اس ام اس - پیامک
پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٢ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

بنیامین 93

بنیامین بهادری هفته ی پیش آلبوم جدیدش رو به بازار عرضه کرد. این آلبوم که پس از فوت همسر بنیامین به بازار عرضه شده توجه بسیاری از علاقمندان بنیامین رو به خودش جلب کرده ! این آلبوم که 93 نام داره هم از کیفیت موسیقیایی خوبی برخورداره و هم کیفیت خوبی در بسته بندی داره. عکس های موجود در این آلبوم و عکس روی جلد آلبوم جدید بنیامین همگی مربوط به حضور بنیامین و دخترش بارانا در کنار هم است .

مثل همیشه ترانه های این آلبوم متعلق به فرید احمدی است و بنیامین ملودی ساز و نیما وارسته نیز تنظیم کننده ی این آلبوم هستند.

ترانه های این آلبوم همگی عاشقانه است و روی کاور داخلی نوشته شده :

تمام این ترانه ها دلتنگ تواند ...

مثل خود من که بیشتر از همیشه دلم برایت تنگ شده است . . .

همچنین بنیامین روی سایت شخصیش که عملکرد بسیار ضعیفی هم داره و بیشتر به یک خبرنامه ی روز با یک تیتر شباهت داره ، تصویر روی جلد این آلبوم رو منتشر کرده و زیرش نوشته :

تقدیم به نسیم جان # با عشق و امید

عاشقانه - بنیامین 93

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - موسیقی - بنیامین بهادری - ترانه
چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٢ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

ای ماه من ، ای فروغ شبهای من

ای روشن از نور عشقت دنیای من

روشنتر از صبح امید زندگی

رخشان بود چهر تو ای زیبای من

ای مظهر عــشــق و صفا

دارم به دل مهر تو را

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - شعر عاشقانه - عشق
چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٢ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

تو همونیکه تو رویام تو رو من خـــــــواب می دیدم

تو چشات آسمونو آفـــــــــــتاب و مـــــــــــهتاب می دیدم

زلفـــــــــــــــــاتو شب میخره تا  توی اون لونه کنه

مث من صدتا دلو عـــــاشقو دیوونه کنه

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - شعر عاشقانه - عشق
چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٢ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

ما می زدگان سر خوش و دیوانه و مستیم

پوشیده چه گوییم؟! همینیم که هستیم!!!

هایـــلایـــــت هــــا : sms - اس ام اس - پیامک - شعر - عاشقانه - عشق
چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٢ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

با تو پر شور و نشاطم

تو هیاهوی نگاتم

تو یه آواز قشنگی

من تو آهنگ صداتم

مثل خنده رو لباتم

مثل اشک رو گونه هاتم

تو رو می بوسم و انگار

شاعر شعر چشاتم!

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - شعر عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - عشق
چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٢ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

زمانی که سرباز بودم دفتری داشتم که توش بعضی اشعار عاشقانه ، گاهی خاطره های اون دوران و ... رو می نوشتم...

روی اولین برگ این دفترم نوشته بودم :

تو را روی گلبرگها می نویسم

در آغاز در انتها می نویسم

در آغاز دفترچه ی مشق هایم

تو را اگرچه مــــن بود مــا می نویسم!

شهیار قنبری 

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - خاطرات شخصی - شعر عاشقانه - شهیار قنبرى
سه‌شنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩٢ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

گاهی چشمانم اشک آلود است . . .
می گویند حساسیت فصلی است . . .
آری من به فصل فصلِ دنیای بی تو حساسیت دارم !!!

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - عشق - جملات زیبا
یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٢ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()
یادم آمد که در این خلوت دل
یک سبد عشق به تو هدیه کنم
لحظه ای تنگ شد این قلب حقیر
خواستم یاد تو را زنده کنم
هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - شعر عاشقانه - عشق - sms - اس ام اس - پیامک
یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٢ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

نیـــــــــــــــــــــــــــــــــستی اما . . .
دوســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت داشتنت همــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه جـــــــــــــــــــا با من است . . . !!

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - عشق - جملات زیبا
یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٢ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

دست و بالم از حرف خالیست . . .
هرچه هست تویی و " تو " حرف نداری !!

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - عشق - جملات زیبا
یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٢ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

میگن هر وقت دلت برای کسی تنگ شد . . .

" نگاش کن . . . "

نبود . . .

" صداش کن . . . "

نشنید . . .

دعاش کن . . . !

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - جملات زیبا - عشق
یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٢ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

من در مدتی که نبودم تغییر خاصی نکردم! زندگیم هم دستخوش تغییرات خاصی نبود و نمیدونم که این موضوع یعنی خوب یا بد؟!

27 بهمن ماه اولین سالگرد ازدواج من و خانومی بود. نمیدونم تا چه حدی تونستم خوشحالش کنم یا اصلا تونستم خوشحالش کنم یا نه. ولی سعی کردم کاری رو که در توانم هست رو انجام بدم.

مدتی که نبودم به اینترنت دسترسی نداشتم و الان هم که این مطلب رو می نویسم به لطف وایمکس خانومی هستش که بهم قرض داده.

----------------------

توی زندگی یه وقتایی آدم یه تصمیماتی میگیره که بعضی وقتا ممکنه از اون تصمیمات پشیمون بشه بعضی وقتا هم ممکنه رضایت بخش باشه. خیلی از این تصمیمات نتایجشون ممکنه برامون مهم باشند و برخی هم کم اهمیت ؛ گاهی بعضی از تصمیمات هستند که جبران پذیرند و باعث کسب تجربه میشن ؛ اما یک سری از تصمیمات مهم توی زندگی آدم هستند که اگر توی اتخاذشون اشتباه کنی و بخصوص اگه روی اشتباهت هم پافشاری کنی ممکنه نتایج تلخی به بار بیاد که اثراتش یا جبران پذیر نباشند و یا اگر هم سخت نگیریم  و جبران پذیر تصورشون کنیم بالاخره برای مدتی نسبتا طولانی می تونند زندگی ما رو دستخوش فشارها و تغییراتی کنند. مثلا یکیش همین ازدواجه ! من خیلی وقت ها شده که با همسرم حرفم میشه و یا توی یک سری مسائل اختلاف نظر داریم ولی اینقدر همسرم خوب و مهربونه که خیلی سریع میتونیم به یک تفاهم و نتیجه مطلوب برسیم. جدای از همه ی این سبک مسائل یک سری قوائد هست که هر انسانی ممکنه برای خودش قائم به یک سری از اونها باشه! مثلا من روی نوع لباس پوشیدن همسرم حساسم ، برام مهمه که پوشش مناسب باشه نه به این معنی که حتما چادر باشه ولی دوست ندارم مثلا مانتوش کوتاه باشه و یا ... قوانینی از این قبیل که برای خیلی هامون مهمه گاهی جزو همون مسائلی قرار می گیرند که اگر درست و به موقع راجع بهشون تصمیم نگیری و یا تصور کنی که بعدا درست میشه ممکنه شدیداً به مشکل برخورد کنی! همه ی اینها رو گفتم که بگم من با همسرم اگرچه توی یک سری مسائل ممکنه اختلاف نظر داشته باشیم ولی اینقدر با گذشت هر روز به انتخاب درستم ایمان میارم که گاهی خودمم ناراحت میشم که چرا سر یک مسئله ی جزئی توقع دارم همسرم کوتاه بیاد! گاهی شاید لازمه این من باشم که بگم من اشتباه میکنم!

امشب از اون شب هایی بود که مطمئن شدم که در انتخابم اشتباه نکردم و از صمیم قلب و با تمام وجود حس کردم خداوند اینقدر دوستم داره که با تمام پافشاری هام روی انتخاب اشتباهم ، اون انتخاب رو از پیش روم برداشت و هدیه ی بزرگی بهم داد . . .

من همسرم رو عاشقانه دوست دارم . . .

تا همیــــــــــــــــــــشه . . .

تا ابــــــــــــــــــــــــــــد . . .

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - خاطرات شخصی - دل نوشته - ازدواج
شنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩٢ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()
تمام این سال ها
مرا پا به پایت برده بودی ...
نه عاشقانه در پیاده رو...
من ...
سنگ ریزه ای و ...
تو ...
عابری بازیگوش ...
هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - عشق - باران - شعر عاشقانه
چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩٢ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

جای خالی ات... ؛

مثل کفش سیندرلا اندازه هیچ یک از مردم شهر نشد...

حتی به زور...!

.
.
.

میدانم که راه خانه هایمان،

از شمال آسمان تا جنوب زمین ادامه دارد..

اما وقتی من تو را دوست دارم،

دیگر چه فرقی می کند تو اهل حوالی آسمان باشی

یا حدود رؤیاهای من..؟

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - جملات زیبا - آسمان - عشق
دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩٢ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

ما نسل بوسه های خیابانی هستیم
نسل خوابیدن با اس ام اس هستیم
نسل درد دل با غریبه های مجازی هستیم
نسل جمله های کوروش و شریعتی هستیم  
نسل کادو های یواشکی
نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس   
نسل سوخته !
نسل من !
نسل تو !
یادمان باشد هنگامی که دوباره به جهنم رفتیم
بین عذاب هایمان مدام بگوییم یادش بخیر دنیای ما هم همین طور بود
مثل ..............جهنم

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - عشق - عذاب - دل
دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩٢ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

آن هنگام که دوست داری دلی را مالک شوی رهایش کن
پرنده در قفس .... زیبا نمی خواند
گرچه برایت تمام لحظه ها رانغمه خوانی کند
..بگذار برود
تمام افق ها را بگردد و آواز سر دهد .صبور باش و رهایش کن
گفته اند : اگر از آن تو باشد باز می گردد و اگرنباشد
یادت باشد قفس ،آفریننده ی عشق نیست

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - جملات زیبا - عشق
دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩٢ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

یکی از قشنگترین حس ها اینه که
بعد یه دعــوا
از نگاهش بفهمی که هنوزم دوستت داره !!

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - عشق - جملات زیبا - sms - اس ام اس - پیامک
دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩٢ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

هوس دارم .....
به طواف تنت بیایم !
به هفت بوسه
میهمانم میکنی؟!

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - عشق - sms - اس ام اس - پیامک - جملات زیبا
دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩٢ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

آه ، ای عشق تو در جان و تن من جاری

دلم آن سوی زمان

با تو آیا دارد

ــ وعده ی دیداری ؟

ــ چه شنیدم ؟

تو چه گفتی ؟

ــ آری ؟!

حمید مصدق

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - شعر عاشقانه - عشق - حمید مصدق
دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩٢ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

لحظه قشنگیه

وقتی اونی که عاشقشی

از پشت بغلت میکنه

دستاشو حلقه میکنه دورت
و

نفسای گرمش میخوره به گردنت
و
آروم زیره گوشت زمزمه می کنه : " دوستت دارم ...

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - عشق
دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩٢ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

همیشه نمی شود
زد به بی خیالی وگفت
تنها آمده ام تنها می روم.....
یک وقت هایی
شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای ....
کم می اوری
دل واماده ات
یک نفر را میخواهد
که کنارش باشد....

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - عشق - جملات زیبا - دل
دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩٢ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

دوستـــ ــــــ ــــــت دارم هایت را باور می کنم

گذشته ام را می دهم به باد و به تو دل مـــــــی سپارم

چقــــــــدر این با تو بودن ها را دوست دارم

چقدر لبخنــــــــد ها و قهقهه های از ته دلت را دوست دارم

دلم برای لحظه های با تو بودن پر می زند

من هنوز منتظرم....که باز هم مهربانــــــــی هایت را ببینم

می خواهم عاشقی کنم...

می خواهم زنـــــــــدگی کنم

می خواهم تمام دچـــــــــار بودنم را جار بزنم

دلم چقدر هـــــــوایت را کرده
حیف که پیشـــــــــــم نیستی....

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - عشق - دل - جملات زیبا
دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩٢ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

من همونم که شبا خواب تورو میبینم

همونی که چشم برات سر رات میشینم

همونی که خنده هاش وبا تو قسمت میکنه

تورو با تموم شوق به خونه دعوت میکنه

بیا بده دستات رو به من

من همونم که وقتی تو خوابی بی تو بیدار میشینه

تموم هستی شو تو چشمای زیبات میبینه

اگه تو نخندی قد دنیا غصش میگیره

تو نباشی پیش عکسات قربون چشات میره

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - جملات زیبا - چشم - عشق
دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩٢ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

گاهی به خاطرش

"ماندن" را تحمل کن

"رفتن" از دست همه بر می آید!

عکس عاشقانه

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - عکس عاشقانه - جملات زیبا - sms - اس ام اس - پیامک
دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩٢ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

باور کن...

ادمیزاد گاهی میخندد...

یکهو ته دلش میریزد...

و از یاد کسی "حسی خاص" میکند...

تو را که" دوست داشته باشد "...

گاهی میگوید...

گاهی...فقط " نگاهت میکند "...!

از ان نگاه های متفاوت که حرف های گفته ونا گفته بر همه وجودت مینشیند...

ادمیزاد است دیگر...

گاهی نمی خواهد دردو دل کند...

دوست دارد ساکت باشد...

گاهی فکر میکند روبه روی دری ایستاده...

که کلیدش را تو در قلب خود پنهان کرده ای...!

شاید زخمی دارد که نمیبینی....

می داند باید کسی بیاید و بعضی وقتها هم برود...

حتی اگر خیلی هم " سخت " باشد...

گاهی یک نگاه یا جمله ای ساده کافیست که...

بداند " بماند " یا " برود "....!

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - جملات زیبا - قلب - عشق
دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩٢ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

بارانی که روزها

بالای شهر ایستاده بود

عاقبت بارید

تو بعدِ سال ها به خانه ام می آمدی...

 

 تکلیفِ رنگ موهات

در چشم هام روشن نبود

تکلیفِ مهربانی ، اندوه ، خشم

  و چیزهای دیگری که در کمد آماده کرده بودم

 تکلیفِ شمع های روی میز

  روشن نبود

 

من و تو بارها

زمان را

 در  کافه ها و خیابان ها فراموش کرده بودیم

و حالا زمان داشت

  از ما انتقام می گرفت

 

در زدی

باز کردم

سلام کردی

اما صدا نداشتی

به آغوشم کشیدی

اما

سایه ات را دیدم

    که دست هایش توی جیبش بود

 

به اتاق آمدیم

شمع ها را روشن کردم

ولی

هیچ چیز روشن نشد

نور

تاریکی را

  پنهان کرده بود...

   

بعد

بر مبل نشستی

در مبل فرو رفتی

در مبل لرزیدی

در مبل عرق کردی

 

پنهانی،بر گوشه ی تقویم نوشتم:

نهنگی که در ساحل تقلا می کند

برای دیدن هیچ کس نیامده است

 

 از : گروس عبدالملکیان

 

منبع:temenna.blogfa.com

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - باران - چشم - شعر عاشقانه
دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩٢ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

من دلم دوست نداره ، که هیشکی عاشقت بشه

تو واسه اش گریه کنی ، همدم هق هق ات بشه

 

من دلم خیلی میخواد ، هیشکی بهت زل نزنه

دلم آروم میگره ، وقتی حواست به منه

 

حالا هر چی که باشه ، اسم تو مشق شبمه

جمله ی دوستت دارم ، همیشه روی لبمه

 

من چشام دوس ندارن ، فاصله بینمون باشه

من ازت دور بمونم ، شب توی آسمون باشه

 

من چشام دوس ندارن ، چشماتُ غمگین ببینن

تو رو پیدا نکنن ، سایه اتو سنگین ببینن

 

حالا هر چی که باشه ، اسم تو مشق شبمه

جمله ی دوستت دارم ، همیشه روی لبمه

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - شعر عاشقانه - فاصله - عشق
دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩٢ساعت ۳:٠۱ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

خیلی از جوانها این روزها به موضوع ازدواج خنده ی تلخی می زنند! وقتی بحث ازدواج پیش می آید بلافاصله حرف فلان دوست و فلان آشنا را پیش می کشند که بخاطر مهریه ی زنش در زندان است زنش با فرد دیگری ازدواج کرده چون پولدارتر بوده و یا فلان آشنا را مثال می زنند که زنش را در اتاق خواب با مرد دیگری در حال معاشقه دیده اما چون 1360 شکه مهر زنش کرده نمی تواند از زنش جدا شود و به قول آنها مثل جا کلیدی زنش شده است!
البته همه ی این موارد درست است و وضعیت اخلاقی جامعه ی ما رو نزول می رود و به شدت پایه های خانواده این روزها می لرزند از وجود خیانت ها... که البته بر عکس زمان گذشته این بار بیشتر خیانت ها از سمت زنان صورت می گیرد ؛ اما به نظر من اگر هر کسی در انتخاب خود دقت داشته باشد ، راجع به همسرش با عقل و تدبیر و نه فقط از روی زیبایی و احساسی زود گذر تصمیم گیری کند و صد البته راجع به خانواده ی همسر مقابلش تحقیق کند به احتمال قوی این چنین انتخابی نه تنها محکوم به شکست نیست که حتما به ازدواجی پایدار تبدیل می شود ...
اگر بخواهیم می توانیم با یک انتخاب مناسب عاشقانه زندگی کنیم . . .

هایـــلایـــــت هــــا : روزنوشت - اجتماعی - ازدواج - عاشقانه
یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٢ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

بنیامین بهادری که چند وقت پیش متاسفانه همسرش رو از دست داد چند روزی هست که از وب سایت شخصیش آهنگی رو به نام " یه خونه " و به یاد همسرش نسیم حشمتی منتشر کرد.

روی تصویر کلیک کنید تا آهنگ رو دانلود کنید

روحش شاد . . .

دانلود آهنگ یه خونه از بنیامین بهادری

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - درگذشت نسیم حشمتی همسر بنیامین - بنیامین بهادری
شنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩٢ساعت ۱:۳٠ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

من در هوای عشق تو

کین در به آن در می زنم

تو در هوای آن دگر

لبخند بر من می زنی!

نمی دونم این دو بیتی وزنش درسته یا نه ولی هر چی که هست ناگهانی خودش اومد!! پس راست میگن شعر خودش میاد!! نیشخند

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - شعر عاشقانه - ا محمدنژاد - روزنوشت
شنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩٢ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

داشتم فکر می کردم این حسرت ها رو تو زندگیم خوردم یا نه؟ شما چطور؟ اگه حسرتش رو خوردیم چرا هیچ وقت کاری برای بهبود اوضاع نکردیم؟ هیچ وقت به کسی که عاشقانه دوستش داشتیم ابراز علاقه کردیم؟؟ . . .

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - روزنوشت - ا محمدنژاد
جمعه ۱۱ بهمن ۱۳٩٢ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

هر دورانی از زندگی زیبایی های خاص خودش را داره. وقتی که به مدرسه می رویم و یا زمانی که سربازیم ، دانشگاه میریم و ...

یک دورانی تو زندگی هست که آدم ها نیاز به حضور فردی دارند تا خلاء عاطفی رو براشون پر کنه . تصمیم میگیرن که این خلاء رو پر کنند و برای همین به دنبال جفتشون میگردند . البته بماند که دیگه این روزها آشنایی ها بیشتر بوی شهوت میده تا عشق ! امابعضی آشنایی ها هست که عاشقانه ، با یک نگاه ، با یک اتفاق ساده ، یک رویداد و یا هر چیز ساده و غیر منتظره ای اتفاق میفته و مسیر زندگی آدم ها رو تغییر میده.

مسیر زندگی من زمانی که با همسرم آشنا شدم تغییر کرد. شاید اون روزها هیچ وقت تصور نمی کردم که اینجوری عاشق کی بشم ولی من واقعا با تمام وجود امروز دوستش دارم. توی همون دورانی که غیر رسمی ( در واقع بدون اطلاع خانواده ها ) با هم آشنا شده بودیم و رفت و آمد می کردیم ، قرار میذاشتیم و همدیگه رو میدیدیم و با هم صحبت می کردیم زندگی من رنگ و بوی جدیدی به خودش گرفته بود.

این روزها هم که دیگه نامزدیم زندگیم رنگ و بوی خاص خودش رو داره . یه وقتایی هست که دیگه دلم تاب دوریش رو نمیاره ! چند دقیقه پیش باهاش تماس گرفتم و کلی با هم حرف زدیم . دلم براش تنگ شده بود. با اینکه همین دیروز پیش هم بودیم دلم براش تنگ شد . . . این دلتنگی اسمش همون عشقه . . .

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - خاطرات شخصی - دل نوشته - زندگی
یکشنبه ۱٥ دی ۱۳٩٢ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

لیلی زیر درخت انار نشست.
درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ ِ سرخ.
 گلها انار شد، داغ داغ.
 هر اناری هزار دانه داشت.
دانه ها عاشق بودند دانه ها توی انار جا نمی شدند.
 انار کوچک بود.
دانه ها ترکیدند.
 انار ترک برداشت.
 خون انار روی دست لیلی چکید. لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید.
 مجنون به لیلی اش رسید.
 خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود. کافی است انار دلت ترک بخورد

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - لیلی و مجنون - انار - خدا
یکشنبه ۱٥ دی ۱۳٩٢ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

صبح زود به قصد شرکت توی امتحان دانشگاه رفتم متروی نواب ؛ توی مسیر همش به این فکر میکردم دیر نرسم ، امتحان سخت نباشه و . . . وقتی از تاکسی پیاده شدم رفتم به سمت ایستگاه مترو که ناگهان یکی چنان کفشمو از پشت لگد کرد که کفشم از پام در اومد و موند زیر پاش !!! منو میگی؟ ابرو آقا پاتو از تو کفشم در بیار!! عصبانی

*****

تا حالا چندین بار برای من پیش اومده که رفتم از یه پله برقی استفاده کنم ، چه توی مترو ، چه توی علاء الدین و یا حتی پله برقی های عابر پیاده و می بینم که پله برقیش کار نمی کنه! من نمی دونم اگر قرار نبود این پله ها حرکت کنه و رفت و آمد رو آسون کنند برای چی این همه هزینه ی ساختنش کردند؟ که وقتی عابری می بینه کار نمی کنه دلش رو قشنگ بسوزونن؟!

*****

الان ناگهان هوس کردم آلبم 85 بنیامین رو گوش کنم . منقلب شدم اصلا یک وضعی! آدم وقتی به آهنگهاش گوش میکنه انگار بعضی آهنگ های عاشقانه اش رو واقعاْ برای همچین روزهایی خونده . . . بازم براش صبر آرزو می کنم . . .

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - دانشگاه - امتحان - روزنوشت
چهارشنبه ٤ دی ۱۳٩٢ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

امشب یکی از زیباترین شب های زندگیمه . . .

امشب شبیه که من و عشقم با هم آشنا شدیم . ما عاشقانه همدیگه رو دوست داریم و من به وجود پر محبتش می بالم. ساروز آشناییمون مبارک !!

سالگرد آشنایی

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - خاطرات شخصی - ا محمدنژاد - سالروز آشنایی
سه‌شنبه ۳ دی ۱۳٩٢ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()
از شنیدن خبر در گذشت همسر بنیامین بهادری به شدت ناراحت و غمگین شدم . واقعاً تحملش برای هر کسی سخته و من امیدوارم هیچ کسی رو دیگه در غم از دست دادن عزیزش نبینم . . ! آرزویی که شاید نشدنی باشه اما اسمش روشه . . . آرزو . . .
بنیامین عزیز ، تو که با ترانه هات لحظات زیبایی رو برای ما ساختی ، حالا زندگی غمگین ترین ترانش رو به تو تقدیم کرد! واقعاً متاسف و متاثرم از حادثه ای که برای همسرت افتاد . 
و تو چه  زیبا روزی خوندی . . .
دنیا دیگه مثل تو نداره . . .
نداره نه دیگه میتونه بیاره . . .
عاشقانه - کلبه ی ایرانیان
هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - بنیامین بهادری - دل نوشته - درگذشت نسیم حشمتی همسر بنیامین
دوشنبه ٢ دی ۱۳٩٢ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

همه مرا به خنده های با صدا می شناسند ، این بالش بیچاره ، به گریه های بی صدا !

عکس های عاشقانه در کلبه ی ایرانیان

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - جملات زیبا - کلبه ى ایرانیان
چهارشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٢ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ...
ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺎﺭ ﺑﻬﺘﺮﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ
ﺑﻮﺩﻧﺶ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﺤﺾ ﺍﺳﺖ !
ﺩﻟﺶ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ...
ﺣﻮﺍﺳﺶ ﻫﻢ به ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ
ﻭ ﻓﻘﻂ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺑﺎ ﺗﻮﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ !

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - تنهایی
یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩٢ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

پیر زن از صدای خر و پف هر شب پیر مرد شکایت داشت . پیر مرد هرگز نمی پذیرفت . شبی پیر زن آن صدا را ضبط کرد که صبح روز بعد حرفش را ثابت کند. . .

اما صبح پیر مرد دیگر هرگز بیدار نشد . . .

و آن صدای ضبط شده لالایی هر شب پیر زن شد . . . 

عکس های عاشقانه در کلبه ی ایرانیان
هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - عکس عاشقانه - عشق
یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩٢ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

پاییز است و هوا پر شده است از " دوستت دارم " هایی که به بادها سپرده ام . . .

کاش پنجره ات باز باشد . . .

تقدیم به بهترین . . . قلب

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - پاییز - جملات زیبا
شنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٢ساعت ۱:٢۳ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

چه شوری می زند دلم وقتی . . .

وقتی در نگاه دیگران آنقدر شیرین می شوی . . .

 

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - عشق
جمعه ۱٢ مهر ۱۳٩٢ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

چند روزیست عجیب از همه کس دلگیرم

بی تو در کوچه ی تنهایی خود زنجیرم

مثل یک ماهی کوچک که ز آب بیرون است

به همین سادگی از دوری تو می میرم

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - شعر عاشقانه
سه‌شنبه ٢ مهر ۱۳٩٢ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

یادمه اون اوایل خیلی برام مهم بود که پیج رنک خودمو حفظ کنم . خیلی دوست داشتم مطالبم رو تو صفحات اول جستجوی گوگل ببینم. هر از چند گاهی توی گوگل اسم کلبه ى ایرانیان رو جستجو می کردم ! اسم وبلاگم رو به دلایلی که قبلاً گفتم انتخاب کرده بودم و تا اون زمان هیچ وبلاگ دیگه ای به این اسم وجود نداشت ؛ اما نمی دونم چطور شده که همه هوس کردن کلبه ای داشته باشن! کلبه ای برای ایرانیان ! امروز که جستجو کردم کلی وبلاگ به اسم کلبه ایرانیان ایجاد شده بود و توی لیست جستجو بود ! ولی خب کلبه ی من تنها ترین کلبه ی ایرانیانه که برای دلم ساخته بودم ! گرچه چند باری تصمیم گرفتم ازش جدا بشم اما این اتفاق هرگز نیفتاد و هنوزم ما عاشقانه با همیم! نیشخند

هایـــلایـــــت هــــا : کلبه ى ایرانیان - دل نوشته - عاشقانه - ا محمدنژاد
دوشنبه ٤ شهریور ۱۳٩٢ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

صبرت که تمام شد . . .

نرو . . . !!!

معرفت تازه از آن لحظه آغاز می شود . . . !!!

عکس های عاشقانه _ کلبه ی ایرانیان

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - عکس عاشقانه
یکشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٢ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()
کنار برکه دریا یادمان رفت...
نوشتن با الفبا یادمان رفت...
و باران با ترانه باز بارید...
ولی گیلان زیبا یادمان رفت...
معلم آمد و ما پیش پایش...
دگر برپا و برجا یادمان رفت...
به قدری حرمت بابا شکستیم...
که مشق آب بابا یادمان رفت...
به ما تکلیف نوروزی ندادند...
که طعم سیب حالا یادمان رفت...
پس از طوفان به ساحل چون رسیدیم...
به سرعت ناخدارا یادمان رفت...
قطار و ریل و پطروس،سد و انگشت...
چه شد ما ریزعلی ها یادمان رفت...
میان جمع ما یک مرد کم بود...
ولی تقسیم و منها یادمان رفت...
همیشه منتظر بودیم اما...
نگفتیم آنقَدر تایادمان رفت...
سر صف ها دعای عهد خواندیم
ولی صاحب زمان را یادمان رفت....
شکستیم عهد و پیمان با دل خویش....
چه شد تصمیم کبری یادمان رفت...
دبستان_ابوذر_1/1_17.2.1374 - کلبه ی ایرانیان _ اسماعیل_محمدنژاد
هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - شعر عاشقانه - باران - معلم
شنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٢ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()
به روی گونه تابیدی و رفتی
مرا با عشق سنجیدی و رفتی 
تمام هستی ام نیلوفری بود 
تو هستی مرا چیدی و رفتی 
کنار انتظارت تا سحر گاه 
شبی همپای پیچک ها نشستم 
تو از راه آمدی با ناز و آن وقت
تمنای مرا دیدی و رفتی 
شبی از عشق تو با پونه گفتم
دل او هم برای قصه ام سوخت 
غم انگیزست توشیداییم را 
به چشم خویش فهمیدی و رفتی
چه باید کرد این هم سرنوشتی ست 
ولی دل رابه چشمت هدیه کردم 
سر راهت که می رفتی تو آن را 
به یک پروانه بخشیدی و رفتی
صدایت کردم از ژرفای یک یاس 
به لحن آب نمنک باران 
نمی دانم شنیدی برنگشتی 
و یا این بار نشنیدی و رفتی

ادامه ی مطلب

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - شعر عاشقانه - عکس عاشقانه - عشق
سه‌شنبه ۱ امرداد ۱۳٩٢ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

تــو یــادگــار روزهـایـی هســتی کــه نــه فــرامــوش مــی شــوند . . .

و نـــه تکــــــــــــــرار . . .

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - عشق - جملات زیبا
سه‌شنبه ۱ امرداد ۱۳٩٢ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

امروز دلم گرفته . . . یه حس خستگی از همه چیز رو دارم . هر چی گشتم توی ذهنم ، هر چی که فکر کردم دیدم از آخرین باری که واقعاً شاد و بی دغدغه خندیدم ، بدون اینکه ذهنم درگیر مسائل مختلف باشه ، چه از نظر تحصیلی و چه از نظر مالی ، خیلی وقته که گذشته !!! نماز رو که خوندم نشستم پای کامپیوتر . از اونجا که دنبال یه حس نوستالژیک بودم و گوش دادن به موسیقی ای برای آرامش ، بین آرشیو موسیقیم گشتم و به آلبوم " گل آفتابگردون آریان " رسیدم ...

سالهای 78 تا 80 جزو سالهای بسیار خوب برای فرهنگ ایران بود! سالهایی که کارهای بسیار خوبی در زمینه های فیلم سینمایی و موسیقی روانه ی بازار فرهنگ و هنر کشور شد . آهنگ های عاشقانه ، آلبوم های زیبا و قوی موسیقی ، فیلم هایی با حرف هایی برای گفتن و ... . از جمله ی این فعالیت ها شاید بشه به آلبوم بسیار زیبای " گل آفتابگردن از گروه آریان " اشاره کرد . هنوز هم گوش کردن به ترانه ی " بارون " یا " گل آفتابگردون " اون آلبوم حس نوستالژی جالبی رو به آدم میده . شعر عاشقانه ی " غریبه " که فکر میکنم تنها ترانه ای بود که بصورت انفرادی توسط " پیام صالحی " اجرا شد ، شعر و آهنگ زیبایی داشت که در همون دوره برای موسیقی پاپ مجاز کشور کار متفاوتی به حساب میومد.

 در آلبوم " گل آفتابگردن گروه آریان " امیر حسین مستعد ( گیتار بیس ) ، محمدرضا گلزار ( گیتار ) حضور داشتند که در سالهای بعد هر کدام به نحوی از گروه جدا شدند . اتفاقاً بهانه ی اصلی نوشتن این مطلب همین بحث رفتن هاست . . . بحث اینکه تو اون دوره چقدر دل هامون شاد بود . چقدر زندگی کردن لذت داشت ! چقدر خوب بود که ذهنامون درگیر گرفتاری نبود ! حداقل به اندازه این روزها! اون زمان آدم اگر می خواست نیت کنه یه آلبوم بخره یا به دیدن فیلمی توی سینما بره کمتر به این فکر میکرد که هزینش چقدر میشه؟! ارزش چند ساعت خوش بودن رو داشت !! خریدن یه آلبومی مثل " گل آفتابگردون " ، " دهاتی شادمهر " یا " غزلک سعید شهروز " و گوش کردن به ترانه هایی که تابوهای اون زمان رو می شکستن چه شور و ذوقی داشت !! نه مثل امروز که . . . بگذریم . . .

از سال 78 تا امروز خیلی از هنرمندای ایران از هنر دور موندن ! خیلی ها از ایران رفتند و بعضی ها هم که هستند و موندگار شدند ترجیح دادند که توی حال و هوای مریض و بی حال این سالهای هنر ، حضور نداشته باشند . 

هنوز هم سوال اصلی خیلی ها مثل من اینه که این گونه زندگی کردن تا کی؟ خیلی وقته که حس زندگی کردن ازمون گرفته شده ! آخرین باری که حسی برای گوش دادن به موسیقی درست و حسابی رو داشتیم ؛ حسی برای رفتن به سینما و تماشای یک فیلم خوب رو داشتیم ؛ حتی آخرین باری که حسی برای رفتن به پارک و لذت بردن از کنار هم بودن رو داشتیم کی بوده ؟؟!! آخرین حسی که من در سن 25 سالگی دارم حس خستگی ، درموندگی ، بی حوصلگی ، نا امیدی ، دانشگاه رفتن بدون آینده ی روشن ، سر کار رفتن بدون حقوق درست و حسابی با 10 ساعت کار که تمام وقتت رو می گیره ، ازدواج کردن بدون اینکه وقت کنم یا حسی برام بمونه که با کسی که دوستش دارم برم بیرون و قدمی بزنم ( ! ) و ... بوده . 

اگه خوب به دور و برتون نگاه کنید می بینید که تو این سالهای آخر هر کسی تونسته از ایران رفته و ماهایی که موندیم چاره ای جز موندن نداشتیم!  موندن تو محیطی که نه هنری باقی مونده و نه هنرمندی ! و نه حتی حالی برای ادامه ی این زندگی . . .  نه اینکه رفتن خوبه ! نه ! ولی زندگی این روزها روی سختش رو به خیلیامون داره نشون میده ! 

چه پست عجیب و غریبی شد ! شاید پراکنده نوشتم ولی هر چی که بود دل نوشته ی این روزهای زندگی من بود . . . دلم یه هوای بارونی میخواد که برم زیرش وایسمو خیـــــــــــــــس بشم . . .

زیر بارون _ عکس های عاشقانه در کلبه ی ایرانیان 

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - دل نوشته - موسیقی - زندگی
سه‌شنبه ۱ امرداد ۱۳٩٢ساعت ٥:٠۸ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

چقدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی‌ ، حس کنی هنوزم دوسش داری!

عکس های عاشقانه در کلبه ی ایرانیان

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - عکس عاشقانه - عشق
سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٢ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

مرا به دار می آویزند تا نامت را از یاد ببرم !

اما چه ساده اند این ساده اندیشان که نمی دانند نامت را بر قلبم حک کرده ام!

عکس های عاشقانه در کلبه ی ایرانیان

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - عکس عاشقانه
سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٢ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

عکس های عاشقانه در کلبه ی ایرانیان

کاش میشد هیچ کس تنها نبود

کاش میشد دیدنت رویا نبود

گفته بودی با تو می مانم ولی

رفتی و گفتی که اینجا جا نبود

سالیان سال تنها مانده ام

شاید این رفتن سزای من نبود

من دعا کردم برای بازگشت

دست های تو ولی بالا نبود

باز هم گفتی که فردا میرسی

کاش روز دیدنت فردا نبود

منبع

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - تنهایی - عکس عاشقانه
سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٢ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

هرگز نگذارید تنهایی شما را به آغوش کسی بسپارد که به او تعلق ندارید!

عکس های عاشقانه در کلبه ی ایرانیان

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - تنهایی - عکس عاشقانه
سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٢ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

هیچگاه نمی توان با انداختن سنگ های پی در پی ماه را از حافظه ی آب پاک کرد . . !

عکس های عاشقانه در کلبه ی ایرانیان

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - عکس عاشقانه
سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٢ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون…

بعد از یک ماه پسرک مُرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مُرد… چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - داستان کوتاه - مادر - دوست
دوشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٢ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

روی پلکان شب نشسته ام . . .

نگاهم را به آسمان دوخته ام . . .

بدنبالش می گردم اما نیست . . . شاید امشب قصد عبور از این کوی را ندارد . . .

به جستجو ادامه می دهم . . . چشمهایم را می چرخانم به هر سو که شاید ردی از آن پیدا کنم . . .

نسیم خنکی صورتم را قلقلک می دهد ؛ چشم هایم را می بندم و آخرین باری را که دیدمش به خاطر می آورم . . .

.

.

.

چشمانم را باز می کنم ؛ نمی دانم چقدر زمان را از دست داده ام . . .! شاید آمده باشد و مرا در حالی که چشمانم را برویش بسته ام دیده باشد . . . شاید از من دلگیر شده باشد ؛ قهر باشد ؛ شاید برای همین است که دیگر آرزوهایم روی واقعیت به خود نمی بینند! آخر مادربزرگ می گفت :

" وقتی ستاره ی دنباله بارت را در آسمان نگاهش جستجو می کنی ، به نگاهش خیره شو تا به خوشبختی برسی . . . به آرزوهایت . . !!! "

اسماعیل محمدنژاد

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - دل نوشته - ستاره - ا محمدنژاد
دوشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٢ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()
عکس های عاشقانه در کلبه ی ایرانیان
نشسته بودم رو نیم‌کتِ پارک، کلاغ‌ها را می‌شمردم تا بیاید. سنگ می‌انداختم بهشان. می‌پریدند، دورتر می‌نشستند. کمی بعد دوباره برمی‌گشتند، جلوم رژه می‌رفتند. ساعت از وقتِ قرار گذشت. نیامد. نگران، کلافه، عصبی‌ شدم. شاخه‌گلی که دستم بود سَرْ خَم کرده داشت می‌پژمرد …
طاقتم طاق شد. از جام بلند شدم ناراحتیم را خالی کردم سرِ کلاغ‌ها.
گل را هم انداختم زمین، پاسارَش کردم. گَند زدم بهش. گل‌برگ‌هاش کَنده، پخش، لهیده شد. بعد، یقه‌ی پالتوم را دادم بالا، دست‌هام را کردم تو جیب‌هاش، راهم را کشیدم رفتم. نرسیده به درِ پارک، صِداش از پشتِ سر آمد.
صدای تندِ قدم‌هاش و صِدای نَفَس نَفَس‌هاش هم.
برنگشتم به‌ رووش. حتی برای دعوا، مُرافعه، قهر. از در خارج شدم. خیابان را به دو گذشتم. هنوز داشت پُشتم می‌آمد. صدا پاشنه‌ی چکمه‌هاش را می‌شنیدم. می‌دوید صِدام می‌کرد.
آن‌طرفِ خیابان، ایستادم جلو ماشین. هنوز پُشتَ‌م بِش بود. کلید انداختَ‌م در را باز کنم، بنشینم، بروم. برای همیشه. باز کرده نکرده، صدای بووق – ترمزی شدید و فریاد – ناله‌ای کوتاه ریخت تو گوش‌هام – تو جانم.
تندی برگشتم. دیدمش. پخشِ خیابان شده بود. به‌روو افتاده بود جلو ماشینی که بِش زده بود و راننده‌ش هم داشت توو سرِ خودش می‌زد. سرش خورده بود روو آسفالت، پُکیده بود و خون، راه کشیده بود می‌رفت سمتِ جوویِ کنارِ خیابان.
ترس‌خورده – هول دویدم طرفش. بالا سرش ایستادم.
مبهوت.
گیج.
مَنگ.
هاج و واج نِگاش کردم.
توو دستِ چپش بسته‌ی کوچکی بود. کادو پیچ. محکم چسبیده بودش. نِگام رفت ماند روو آستینِ مانتوش که بالا شده، ساعتَ‌ش پیدا بود. چهار و پنج دقیقه. نگام برگشت ساعتِ خودم را سُکید.
چهار و چهل و پنج دقیقه!
گیجْ – درب و داغانْ نِگاهی به ساعتِ راننده‌ی بخت برگشته کردم. ساعت چهار و پنج دقیقه بود!!
هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - عکس عاشقانه - عشق - رژه
پنجشنبه ٦ تیر ۱۳٩٢ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()
اصــــلا به روی خـــودم هـــــم نمی آورم که نیـــستی
هـــــر روز صبـــــح
شـــماره ات را میگـــیرم
زنـــــی می گوید: دســتگــاه مشـــترک …
حرفــــش را قــطــع میکنم
صدایـــت چرا انقـــدر عـــوض شـــده عزیـــزم؟
خوبی؟ ســــرما که نخورده ای؟
می دانی دلـــم چقـــدر بـــرایـــت تنـــگ شـــده است؟
چنـــد ثانیــه ای ســـکوت می کنم
من هـم خـــوبم
مزاحــمت نمی شوم
اصـــلا به روی خـــودم هـــم نمی آورم کـه نیــســتی !
هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - شعر عاشقانه
دوشنبه ۳ تیر ۱۳٩٢ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

دنیــــــــــــــــــا پــــُـــــر اســــــــــت از بــــــــــودن هــــــــای بــــــی عـــــــــــلّت . . .

و از آن بـــــــــــــــدتــــــــــــــر رفــــــــــتــــــــن هــــــــــای بــی پـــــــــــــــــاســـخ . . .

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - جملات زیبا
پنجشنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٢ساعت ٢:٢۸ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

برای تا ابد ماندن باید رفت . . . 

گاهی به قلب کسی . . .

گاهی از قلب کسی . . . 

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - جملات زیبا - قلب
جمعه ۳ خرداد ۱۳٩٢ساعت ٦:٤٢ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

آهنگ " حیف که خیلی دیر شده " ترانه ی بسیار زیبایی از خانم کریمی دارد که همچون همیشه با آهنگسازی و صدای دلنشین استاد عزیز ، رضا روح پور مستر شده است. به رسم همیشگی کلبه ی ایرانیان این آهنگ که یکی از قطعات آلبوم " مرد زخمی " هست رو تنها بصورت دمو برای دانلود علاقمندان به رضا روح پور قرار دادم. البته ناگفته نماند که سایت ایران گام بعد از مدت ها آلبوم " رد پا " از رضا روح پور رو که سال 1380 خودش منتشر کرده بود ، بالاخره روی سایت قرار داد ؛ جالب اینجاست که نام خواننده رو به اشتباه رضا روح پرور ذکر کرده که در نوع خودش جالبه!!

لطفاً نظر فراموش نشود! نیشخند

دانلود دموی آهنگ حیف که خیلی دیر شده از رضا روح پور

هایـــلایـــــت هــــا : رضا روح پور - مرد زخمى - download - دانلود - عاشقانه
شنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩۱ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()



21 بهمن ماه امسال رفتم خواستگاری و جمعه 27 بهمن 1391 تاریخ عقدمون بود . . .

چقدر زود گذشت و چقدر زیبا بود این مدت . . .

شاید روزگاری بود که چنین شادی رو تصور هم نمی کردم . . .

ولی اونی که اون بالا نشسته خوب می دونه چی به صلاحمونه و من بابت این همه لطفش ازش ممنونم . . . 

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - خاطرات شخصی - ا محمدنژاد - خواستگاری
چهارشنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩۱ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

خواستگاری - کلبه ی ایرانیان

دیشب قرار بود بریم خواستگاری ! مادر جان که پریروز سرما خورده بود سرماخوردگیش رو به من و خواهرجان منتقل کرد و اینگونه بود که من دیروز صبح دچار علائم سرماخوردگی شدم. اهمیت ندادم و سعی کردم با یک چای نبات و کمی استراحت قضیه رو هم بیارم! ولی قضیه به همین جا ختم نشد!

ادامه ی مطلب

هایـــلایـــــت هــــا : خاطرات شخصی - ا محمدنژاد - عاشقانه - خواستگاری
جمعه ٦ بهمن ۱۳٩۱ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

میخت را خوب کوبیده ای . . .

جای خاطره هایت هنوز درد می کند . . . 

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - عشق - دل
پنجشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۱ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()

عاشقانه - کلبه ی ایرانیان

سری به پنجره بزن . . .                             . . . Come to the window

باد را بوسیده ام . . .                              . . . I have kissed the wind

 

ایرج تمجیدی / poet : Iraj Tamjidi

هایـــلایـــــت هــــا : عاشقانه - sms - اس ام اس - پیامک - عکس عاشقانه - شعر عاشقانه
دوشنبه ٢٥ دی ۱۳٩۱ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ بود | ا. مـحـمــدنــژاد  نظرات ()
Daisypath Happy Birthday tickers