رشته هایی که پنبه شد

خیلی راجع بهش فکر کرده بودم و براش برنامه ریزی کردم . توی پست های قبلیم راجع به یک انتخاب گفته بودم . من گشتم و به دوست و همکار گذشتم - میلاد - برای همکاری رسیدم . مطمئن بودم که اگه میلاد به من اضافه بشه حتما گروه موفقی میشیم.

کلی باهاش صحبت کردم تا راضی شد دیروز برام وقت بذاره و از نزدیک همدیگه رو ببینیم . از صبح کلی هیجان داشتم . هم دلم براش تنگ شده بود و هم فکر کردم میتونم راضیش کنم ...

اما میلاد راضی شدنی نبود . اون با یه طرح جدید برای خود اشتغالی خودش اومده بود و اساساً اعتقادی به پیشنهاد من نداشت ...

اینجوری شد که منم رشته هام پنبه شد ... کمی مأیوس شدم ... خیلی دلم میخواست با میلاد باشم ... نشد ...

/ 1 نظر / 20 بازدید
سپیده

خب به نظر من کارِ شراکتی اصلا خوب نیست سعی کنید خودتون به تنهایی اشتغال ایجاد کنید و با کسی شریک نشید